با توجه به مشگل به وجود آمده در سرورها و لینکهای قبلی امکان مشاهده حرم و پخش مستقیم کربلا میسر نبود
جهت مشاهده مستقیم حرم به ادرس زیر مراجعه فرمایید
http://www.playharam.blogfa.com
التماس دعا
ادامه مطلب را ببینید
ادامه مطلب
با توجه به مشگل به وجود آمده در سرورها و لینکهای قبلی امکان مشاهده حرم و پخش مستقیم کربلا میسر نبود
جهت مشاهده مستقیم حرم به ادرس زیر مراجعه فرمایید
http://www.playharam.blogfa.com
التماس دعا
ادامه مطلب را ببینید
باشگاه فوتبال شهرداری اردبیل از سالیان گذشته تاکنون به عنوان قطب فوتبال استان مطرح بوده و همواره به عنوان یکی از نمایندگان فوتبال استان در میادین کشوری حضور داشته است.
تیم های فوتبال باشگاه شهرداری اردبیل اخیرا در رده های مختلف به موفقیت ها و پیروزی های درخور توجهی دست یافته اند و این امر نوید بخش این واقعیت است که در صورت حمایت جدی از تیم ها و بازیکنان فوتبال دیار علی دایی ها و کریم انصاری فرد ها ، می توان به آینده فوتبال این استان امیدوار بود.
تیم فوتبال نونهالان شهرداری اردبیل دو هفته پیش توانست در چارچوب مسابقات لیگ نونهالان کشور، تیم مقتدر و پرآوازه تراکتورسازی تبریز را در ورزشگاه اختصاصی این تیم در تبریز با نتیجه 3 بر صفر شکست دهد.
تیم فوتبال نوجوانان شهرداری اردبیل در لیگ استان اول شد و تیم جوانان شهرداری اردبیل نیز هم اکنون جزو تیم های مدعی لیگ استانی است.
در رده امید نیز شهرداری اردبیل به مسابقات لیگ دسته یک کشوری راه یافت و مهمتر از همه اینکه در حال حاضر تیم فوتبال شهرداری اردبیل در رده سنی آزاد (بزرگسالان) تنها نماینده دیار سبلان در کشور شناخته می شود و مشغول رقابت با رقبای قدرتمند و پرامکانات خود در لیگ دسته دوم کشوری است.
داشتن تیمی در لیگ دسته یک، حق مسلم اردبیل است
سرپرست تیم فوتبال بزرگسالان شهرداری اردبیل معتقد است که اردبیل این ظرفیت و استحقاق را دارد که حداقل تیمی در لیگ دسته یک کشور داشته و برای حضور در لیگ برتر طی سالهای آینده برنامه ریزی کند.
ودود خواربار می گوید: هر چه باشد شهریار فوتبال آسیا و آقای گل جهان از همین اردبیل برخواسته است و ایجاد امکانات و فرصتی برای قدرتنمایی فوتبال اردبیل حق مسلم فوتبالیستها و فوتبالدوستان استان است.
وی می افزاید: اگر اردبیل بتواند تیمی در لیگ دسته یک کشور داشته باشد بدون شک نوجوانان و جوانان فوتبالیست ما با امید و همتی مضاعف برای رسیدن به قله های افتخار تلاش خواهند کرد و ما شاهد بالندگی فوتبال این استان خواهیم بود. امری که می تواند تأثیرات اقتصادی و اجتماعی فراوانی را نصیب استان اردبیل کند.
اما مشکل این است که شهرداری اردبیل هم اینک در بحث حمایت از تنها نماینده فوتبال این استان در میادین کشوری تک و تنها مانده است. شهرداری اردبیل از یک طرف با مشکلات ناشی از درآمد پایین و انتظارات بالای مردم دست و پنجه نرم می کند و از سوی دیگر امیدوار است به حمایت خود از فوتبال استان ادامه دهد.
نشست مشترک
برای حمایت از نماینده فوتبال استان
در نشستی با حضور مدیران شهرداری اردبیل، صداسیما ، اداره کل ورزش و جوانان و هیأت فوتبال برای بررسی راههای حمایت از تنها نماینده فوتبال استان در لیگ دسته دوم کشوری برگزار شد.
در این جلسه که به دعوت سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری اردبیل بر پا شد، صدیف بدری شهردار اردبیل تلاشهای شهرداری در چند سال اخیر برای حمایت از ورزشکاران و بخصوص فوتبال دوستان را یادآور شد و گفت: اگرچه مسؤولیت قانونی شهرداریها فقط پرداختن به ورزشهای همگانی است اما شهرداری اردبیل بی تفاوتی در قبال استعدادهای ورزشی جوانان در رشته هایی مثل فوتبال را احجاف به این قشر ارزشمند می داند.
بدری افزود: شهرداری اردبیل تلاش می کند با وجود مشکلات مالی و درآمد پایین خود همچنان در خدمت ورزش استان باشد با این حال از تمامی دستگاههای مسؤول بخصوص استاندار اردبیل و بخش صنعت انتظار داریم ما و ورزشکاران استان را در این عرصه تنها نگذارند.
در ادامه حجت الاسلام سید ابراهیم میرعباس زاده، معاون فرهنگی و ورزشی شهردار اردبیل هم گفت: باشگاه ورزشی شهرداری اردبیل در سه سال اخیر افتخارات قابل توجهی را در ورزشهایی مثل فوتبال، کشتی آزاد و فرنگی و ... کسب کرده است اما برای استمرار این موفقیتها و برای صعود این تیم به لیگ دسته یک کشور نیازمند حمایت های بیشتری هستیم.
ادامه مطلب
اطلاعيه هواشناسی استان اردبیل
جو استان از بعدازظهر يكشنبه ناپايدار مي شود
$ بررسي نقشه هاي هواشناسي بيانگر آن است از بعدازظهر امروز يكشنبه با نفوذ امواج ناپايدار سطوح مياني جو و همراهي آن با تغييرات فشار هوا در سطح زمين ، ضمن تراكم ابر و مه و افت نسبي دما طي روزهاي يكشنبه تا سه شنبه ، رگبار باران و رعدوبرق در برخي نقاط استان بويژه در نواحي كوهستاني (طي ساعات بعدازظهر تا شب) پيش بيني مي شود.
با توجه شرایط دینامیکی حاکم بر ابرهای جوششی در منطقه و خشکی خاک و ضریب نفوذپذیری کم آب در این فصل ، رواناب و آب گرفتگی معابر عمومی و در مناطق مستعد سیلابی شدن رودخانه ها دور از انتظار نخواهد بود.
روز شمار پیش بینی هفتگی استان اردبیل بشرح ذیل می باشد:
|
1شنبه: |
مورخ 8/5/1391 |
نيمه ابري تا ابري با افت نسبي دما در بعدازظهر در برخي نقاط (بويژه در نواحي كوهستاني استان) همراه با رگبار باران و رعدوبرق پراكنده |
|
2شنبه: |
مورخ 9/5/1391 |
نيمه ابري با افت نسبي دما ، در برخي نقاط ابري با بارش پراكنده و مه موقت |
|
3شنبه: |
مورخ 10/5/1391 |
نيمه ابري ، در برخي نقاط ابري با احتمال بارش پراكنده |
|
4شنبه: |
مورخ 11/5/1391 |
صاف تا نيمه ابري با وزش باد ، در برخي نقاط با افزايش ابر |
|
5شنبه: |
مورخ 12/5/1391 |
صاف تا كمي ابري گاهي با افزايش ابر و وزش باد |
|
جمعه: |
مورخ 13/5/1391 |
صاف تا كمي ابري گاهي با افزايش ابر و وزش باد |
|
شنبه: |
مورخ 14/5/1391 |
صاف تا كمي ابري گاهي با افزايش ابر و وزش باد |
خبرگزاري فارس: شهردار سرعين گفت: هفته آينده فاز اول پروژه توريستي و تفريحي ايرانيان در شهر سرعين افتتاح ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، موسي كنعانپور ظهر امروز در بازديد از اين پروژه اظهار داشت: اين پروژه عظيم در زميني به مساحت 22 هكتار و در ورودي شهر توريستي سرعين در حال احداث و تكميل شدن است.شهردار سرعين تصريح كرد: فاز نخست آبدرماني ايرانيان با جديت و تلاش مسئولان در حال تكميل شدن است كه اميدواريم از نوروز امسال اين مجموعه در اختيار گردشگران و مسافران نوروزي قرار گيرد.
امیدواریم با وجود این که مسولین استان از جمله آقای اسبقیان رییس هییت تربیت بدنی اردبیل و نیکزاد استاندار اردبیل بارها قول داده بودند تیمی از لیگ برتر یا دسته یک خواهند خرید همچنان نتوانسته اند به قول خود عمل کنند و بعید است که از این به بعد هم موفق باشند ، حداقل انتظار داریم با حمایت از این تیم خوب فوتبالی و مردمی استان اردبیل یعنی ذوب آهن اردبیل و در کنار آنها تیمهای آلوارس و شهرداری اردبیل و دیگر تیمهای این استان زمینه را برای حضور نماینده ای موفق از اردبیل در لیگ برتر مهیا کنند . ان شاالله
خبرهای بیشتری در این خصوص و بازیهای دسته ی دوم کشور که نماینده ای از اردبیل در این مسابقات حضور دارند خواهیم نگاشت
امیدوارم تیم آقای نژاد ابراهیمی اردبیل و اردبیلی را سربلند کند
| |||||||
|
مسيرهاي گردشگري عمومي كشور استان اردبيل
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آشنایی با شهرهای استان اردبیل

شهرستان اَصْلانْدوز
بخش و شهر كوچكى در شهرستان پارس آباد از استان اردبيل.اصلاندوز رابهصورتآصلاندوز( فرهنگجغرافيايى...، 4/25؛ دانشنامه، 1/102) و اسلاندوز (نفيسى، 1/330، 331) نيز نوشتهاند.
بخش اصلاندوز: اين بخش به عنوان يكى از بخشهاي دوگانة شهرستان پارس آباد است كه 352 كم2 مساحت دارد و در منتهىاليه شمال غربى استان اردبيل قرار گرفته، و از شمال به رود ارس، از شرق به بخش مركزي (شهرستان پارس آباد)، از غرب به استان آذربايجان شرقى و از جنوب به شهرستان مغان محدود است ( آمارنامة استان آذربايجان شرقى، 28؛ آمارنامة استان اردبيل، 11، 16، 18). بخش اصلاندوزاز دو دهستانبهنامهاياصلاندوز وقشلاقغربى( سازمان...، 7) و جمعاً 96 آبادي تشكيل شده كه 293 ،16نفر ( 362 ،2خانوار) را در خود جاي داده است ( آمارنامة استان اردبيل، 18، 55). از ميان آباديهاي اين بخش كه 3/28% از مجموع آباديهاي شهرستان پارس آباد را تشكيل مىدهند، تنها 65 آبادي داراي سكنه است. مركز اين بخش شهر كوچك اصلاندوز است ( سازمان، نيز آمارنامة استان اردبيل، همانجاها).
اصلاندوز ناحيهاي كوهستانى، اما گرمسيري است ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا)، چنانكه هواي آن در تابستان گرم و در زمستان معتدل است (خاماچى، 211؛ جغرافيا...، 1/205)؛ با اين حال، اين ناحيه كم ارتفاعترين قسمت مرزي حوضة ارس به شمار مىرود («ايران1»، .(49-50
آثار قديمى چندي در اين ناحيه بر جاي مانده است، از جمله تپة نسبتاً بزرگى به ارتفاع حدود 30 متر كه پيرامون آن 500 ،1متر است، در جنوب غربى شهر كوچك اصلاندوز، در محل فروريختن دره رود (قرهسو) به ارس ديده مىشود كه به تپة نادر (يا تپة نادري) موسوم است؛ قدمت اين تپه را به هزارة اول پيش از ميلاد نسبت داده، و آن را تا اواخر سدة 11ق مسكونى دانستهاند. علاوه بر اين، در آبادي اولتان، واقع در 39 كيلومتري شمال شهر اصلاندوز، قلعهاي در كنار ارس قرار دارد كه آن را به دورة اشكانى مربوط مىدانند؛ اين قلعه نيز تا سدة 12ق مورد استفاده بوده است. ديواري خشتى به قطر حدود 6 متر گرداگرد اين قلعه را فرا گرفته، و آثار خندقى بزرگ به عرض 30 متر در 3 جهت آن برجاي مانده است (ترابى، 2/662 -663).
در ناحية اصلاندوز آثار 9 گورستان مربوط به هزارة اول پيش از اسلام يافت شده است. تپة اسلامى (عودجه) در 11 كيلومتري شهر اصلاندوز با سفالهاي خشتى و لعابدار سدة 10ق، و تپة اصلاندوز در يك كيلومتري شهر اصلاندوز با آثار مشابه از همان زمان، از ديگر آثار برجاي مانده در اين ناحيه به شمار مىروند (همو، 2/664 - 665). تاجگذاري نادرشاه افشار را به تفاوت در تپة نادري ( جغرافيا، همانجا) و قلعة اولتان (ترابى، 2/664) دانستهاند.
شهر اصلاندوز: اصلاندوز شهر كوچكى است كه در 39 و 26 عرض شمالى و 47 و 23 طول شرقى، در محل پيوستن قرهسو به ارس ( تهران...، و در 120 كيلومتري شمال غربى بيلهسوار قرار گرفته است ( فرهنگ جغرافيايى، 2/25).
اين شهر به سبب موقعيت خاص خود و حوادث معاصر، به ويژه جنگهاي 10 سالة روسيه با ايران (1218- 1228ق)، داراي اهميت است.معبر اصلاندوز بهعنوان محلنفوذ بهخاك آذربايجانبهخصوص در جنگهاي هفتگانة عباس ميرزا با روسها پيوسته مورد استفاده بوده است (مفتون، 237، 270، 274، 291، 294؛ باكيخانوف، 189؛ هدايت، 9/410؛ تهران، همانجا).
در هنگامة جنگ روسيه با ايران (1227ق/1812م)، زمانى كه نمايندگان روسيه و ايران در محل اصلاندوز در حال مذاكره بودند (هدايت، 9/483؛ سپهر، 140)، روسيه و انگلستان در اروپا با يكديگر به توافق رسيدند و سفير انگليس (سر گور اوزلى) به افسران انگليسى كه مأمور آموزش نظامى قواي ايران بودند، دستور داد كه در مناقشة ايران و روس مداخله نكنند (كرزن، ؛ I/578 نيز نك: مفتون، 295). متعاقب آن، قواي روسيه در اصلاندوز به سپاه ايران شبيخون زد (همو، 295-296؛ اعتضاد السلطنه، 352-353؛ باكيخانوف، 196) و با وارد ساختن تلفات و صدمات ناگهانى بر قواي ايرانى (هدايت، 9/484- 485؛ تهران، همانجا)، با وساطت دولت انگلستان، ايران را وادار به صلح و پذيرش عهدنامة گلستان (29 شوال 1228ق/12 اكتبر 1813م) كرد (شميم، 64). به دنبال آن تمامى قلمرو ايران در شمال ارس از دست رفت («ايران»، .(288
اصلاندوز در 1293ش/1914م تنها مجموعهاي از كلبههاي ساخته شده از نى و حصير بود كه معدودي چادرنشين از آن استفاده مىكردند ( تهران، همانجا). اين آبادي در اواخر دهة 1320ش هنوز روستاي بسيار كوچكى به شمار مىرفت كه تنها داراي 25 نفر سكنه بود ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا). جمعيت اصلاندوز در 1355ش به 424 ،1نفر (259 خانوار) ( فرهنگ آباديها، 1355ش، 9/133) و در 1365ش به 042 ،2نفر (329 خانوار) رسيد ( فرهنگ آباديها، 1365ش، 24). مطابق همين دادهها، جمعيت 6 ساله و بيشتر اصلاندوز 5/74% از كل جمعيت آنجا را تشكيل مىدهد كه 1/48% از اين عده باسواد هستند (همانجا).
يكى از علل اصلى گسترش اصلاندوز و تبديل آن از يك روستا به نقطة شهري، فعاليتهاي عمرانى در دشت مغان بوده است. احداث سد مخزنى ميل مغان در محلى به نام قزل قشلاق واقع در 3 كيلومتري اصلاندوز (1349ش) و از اين طريق امكان به زير كشت بردن 90 هزار هكتار از اراضى دشت (شاهسوند، 121؛ خاماچى، 211-212)، خود از عوامل بنيادي رشد اين محل به شمار مىرود، چنانكه گروهى از كارگران و كارمندان فنى سازمان آب و برق سد، در اين محل زندگى مىكنند (همو، 211).
شغل اهالى اصلاندوز به طور سنتى بيشتر زراعت، باغداري و گلهداري است ( فرهنگ جغرافيايى، 4/25؛ فرهنگ آباديها، 1365ش، همانجا)؛ چنانكه 100 ،5رأس گوسفند و بز، و 500 ،2رأس گاو و گوساله در اينشهر كوچك نگهداريمىشود (همان، 25). محصولات كشاورزي اصلاندوز عمدتاً غلات و حبوبات است ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا). شهر كوچك اصلاندوز با برخورداري از امكانات و تسهيلات محلى، مركز خدمات روستاهاي پيرامون به شمار مىرود ( فرهنگ آباديها، 1365ش، همانجا؛ فرهنگ اجتماعى...، 132-133).
مذهب اهالى، شيعه، و زبان آنان تركى است ( فرهنگ جغرافيايى، همانجا)
------------------------------------------------
شهرستان مشگین شهر
شهرستان مشگين شهر در شمال غربي ايران و 839 كيلومتري تهران واقع شده است و جمعيتي بالغ بر164007 نفر را در خود جاي داده است.آب و هواي اين شهرستان معتدل كوهستاني است و كوه معروف سبلان در 25 كيلومتري اين شهر واقع شده است. شواهد و قرائن به دست آمده از منطقه باستاني شهريري ، حكايت از تمدني با قدمت شش هزار سال قبل از ميلاد در منطقه مشكينشهر دارد. اورامي، وراوي ،خياو و پشگين شهر، اسامي اين شهر در ایام گذشته بوده است
محصولات كشاورزي: انگور - سيب - هلو - خربزه - گندم - جو
رودهاي مهم: خياو چاي - مشگين چاي - اونار چاي - قره سو
گردشگاهها: سبلان و دامنه هاي زيباي آن - پارك جنگلي – شيروان دره سي – هوشنگ ميداني - قره سو - زيستگاههاي قاراگول، موئيل، آيقار، ساربانلار و ...
آبگرمهاي معدني: قوتورسويي – قينرجه – ايلاندو – شابيل – مليك سويي – موئيل سويي – آق سو
آثار تاريخي: سنگ نبشته شاپور دوم ساساني _ بقعه شيخ حيدر _ قلعه قهقهه _ قلعه ارشق _ كهنه قلعه _ مقبره سيد جعفر _ مقبره سيد سليمان _ كاروانسراهاي قانلي بلاغ، رضي و نقدي _ قلعه قشلاق زاخور _ ديو قالاسي _ قلعه بربر _ منطقه باستاني شهريري _ غارها و تپه هاي تاريخي و ... چشمه هاي معدني مشكين شهر شهرستان مشكين شهر يكي از زيباترين و با صفاترين شهرهاي استان اردبيل است. اين شهرستان در ۹۰ كيلومتري غرب شهرستان اردبيل واقع شده است. مشكين شهر به جهت واقع شدن در دامنه پر بركت و حاصل خيز سبلا ن، از طبيعتي زيبا و دلنشين و آب و هوايي خنك و آب هاي معدني فراوان برخوردار است. اين شهرستان داراي نه دهنه چشمه معدني است كه به فاصله تقريبي ۱۹ كيلومتري از مشكين شهر قرار دارند. اين چشمه هاي معدني عبارت اند از: ۱) چشمه قيزجه مشگين شهر ۲) چشمه آبگرم قوتورسوئي لا هرود ۳) چشمه ايلا ندو ۴) چشمه آبگرم شابيل ۵) چشمه دوبدو (دودو) ۶) چشمه آبگرم موئيل ۷) چشمه قوتورسوئي موئيل ۸) چشمه آق سو مشگين شهر ۹) چشمه ملك سوئي
چشمه قيزجه مشگين شهر اين چشمه در جنوب مشگين شهر و به فاصله تقريبي ۱۱ كيلومتري آن واقع شده است. به سبب گرماي زياد، آب چشمه رابا مقداري آب سرد رودخانه مي آميزند و در حوضچه اي براي استحمام مورد استفاده قرار مي دهند. آب چشمه در رديف آب هاي معدني كلرورسديك يا كلرور هيپوتونيك و گازدار و خيلي گرم و داغ است. استفاده از اين آب براي درمان لنفاتيسم، راشي تيسم، بيماري هاي زنانه، روماتيسم هاي مزمن سودمند است و نيز صفرا آور و زياد كننده ترشحات دهان و معدي است. به خاطر دماي بالا ي آب چشمه، به عنوان تسكين دهنده، ضدتورم، ضد درد، تسهيل كننده عمل تنفس و اتساع عروق سطحي بدن مورد استفاده قرار مي گيرد.
چشمه قوتور سوئي اين چشمه يكي از مشهورترين چشمه هاي مشگين شهر و دامنه سرسبز سبلا ن است كه در ۲۵ كيلومتري جنوب لا هرود و ۴۸ كيلومتري جنوب مشگين شهر واقع شده است. درجه حرارت آب در حوض و نزديك مظهر چشمه، ۴۱ درجه است. آب اين چشمه، در گروه آب هاي معدني سولفاته كلسيك و سديك و گوگرددار گرم قرار دارد. اين چشمه در درمان بيماري هاي روماتيسمي و پوستي مورد استفاده قرار مي گيرد. آب اين چشمه روي بيماري هاي مجاري تنفسي، برونشيت هاي مزمن همراه يا بدون آسم، سرفه هاي تشنجي، تشنجهاي عضلا ني، جوش هاي بدن و آماس و دردهاي مفصلي اثر مفيد و موثر دارد.
چشمه ايلا ندو در فاصله ۱۵ كيلومتري جنوب مشگين شهر از زمين مي جوشد. آب چشمه ايلا ندو از نوع آب هاي معدني كلر و سولفاته بيكربناته كلسيك گازدار و گرم است. به خاطر دماي بالا ي آب، تسكين دهنده دردهاي عمومي بدن و تقويت كننده حالت عمومي بدن و نيز تمدد اعصاب است و نيز به موجب داشتن بيكربنات و سولفات مي توان از آن براي درمان بيماري هاي جلدي، دردهاي روماتيسمي مزمن، بيماري هاي تنفسي و گوارشي، بيماري هاي زنانگي استفاده كرد.
چشمه آبگرم شابيل اين چشمه در ۲۷ كيلومتري روستاي لا هرود و در چند كيلومتري آبگرم قوتور سوئي و در پاي تپه اي واقع شده است. دماي آب در مظهر چشمه ۴۸ درجه سانتي گراد است. ظاهر آب زلال، كمي ترش مزه، بي رنگ و نيز كمي بودار است. آب اين چشمه، در رديف آب هاي معدني اسيد بيكربنات يا بيكربناته سديك قرار دارد. به خاطر وجود مقدار زيادي اسيد كربنيك، از آب آن براي درمان بيماري هاي حركتي، عصبي (درمان پادرد و كمر درد) استفاده مي شود.
تاریخچه
از نظر تاريخي مشگين شهر با داشتن بيش از 420 محوطه تاريخي و باستاني و اماكن متبركه يكي از شهرستان هاي مهم استان اردبيل مي باشد و ميتوان به اغراق ادعا كرد كه در آذربايجان از نظر اماكن باستاني و تاريخي كمتر منطقه اي به پاي خياو و يا مشگين شهر مي رسد.
به رواياتي نام قديم مشگين شهر اورامي و يا وراوي محل تولد سعد الدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان نامه در قرن ششم هجري قمري بوده است.
سرزمين مشگين شهر كه از نظر فرهنگي مي تواند در حد يك ايالت در جهان باستان شناسي مطرح گردد كه به احتمال فراوان در گذشته هاي دور با فلات اردبيل و مناطق مغان و ارسباران تشكيل سرزمين واحدي را مي داده كه چنين منطقه وسيع, پرنعمت و بابركت از دير باز مي توانسته نياز بسياري از اقوام گله دار را كه هميشه در حال كوچ ييلاق و قشلاق ميباشند, برآورد. و چه سندي گوياتر از وجود بسيار سودمند عشاير غيور ائل سون(شاهسون) مي باشد كه در طول تاريخ جولانگاهشان دامنه هاي سرسبز و خرم سبلان بوده است و هنوز هم ميعادگاهشان خياو و ييلاق هاي باصفاي سبلان مي باشد.
شهرستان مشگين شهر به لحاظ موقعيت طبيعي و استثنايي داراي تپه ها,قلعه ها, اماكن تاريخي و مذهبي بسيار فراوان مربوط به ادوار تمدن هاي ماقبل تاريخ و ادوار تاريخي قبل و بعد از اسلام مي باشد. از جمله وجود نقوش صخره اي آثار تمدن انسان هاي ماقبل تاريخ در محدوده كناره رودهاي قره سو, دره رود و شكلي داش ارشق, سنگ افراشت هاي مجسم هاي هزاره قبل از ميلاد معروف به شهرييري و مكتب اوشاقلاري كناره رود قره سو, سنگ نبشته پهلوي ساساني, قلعه كهنه, قلعه معروف قهقهه(محل زنداني شدن شاه اسماعيل دوم صفوي)..., قلعه ارشق, ديو قلعه سي(دژ بهمن), بقاياي كاروان سراهاي رضي, قانلو بلاغ, قره قيه ..., بقاياي پل هاي تاريخي دوجاق, كورپي قلاغي قره قيه-لعل گنج, قره آغاج چرچيلو بر روي رودخانه هاي دره رود و قره سو, مقبره شيخ حيدر, قبور شهداي عصر صفوي, سردابه مسجد جنت سرا, خليفه قبري كوچه ولي عصر, بقاياي آب انبار(بوز خانا), بقاياي برج و باروي منظم قلعه سي, قبور خليفه الخلفا در انار,مقابر امام زاده هاي حضرات سيدسليمان فخر آباد, سيدجعفر انار, سيد عمادالدين رحيم بيگلوي سفلي و بقاياي امامزاده هاي بابيان و پير محمد روستاي ارباب كندي و صدها آثار متنوع ديگر را در خود جاي داده است.
مولف كتاب «زينه المجالس» اين منطقه را ملوك پيشكين خوانده و در وجه تسميه آن مي نويسد:چون محمدبنپيشكين گرجي در زمان اتابكان آذربايجان حاكم اينجا بوده بنام او معروف گشته و در نتيجه كثرت استعمال, پيشكين به مشكين تبديل گشته كه امروزه به دو نام (خياو و مشكين شهر) شهرت دارد.
حمد الله مستوفي (جغرافيدان و نويسنده قرن هشتم هجري قمري) در كتاب نزهه القلوب آورده كه پيشكين در اصل «وراوي» ناميده مي شد و داراي هفت شهر بوده و جزء تومان پيشكين بودند, شامل: پيشگين, خياو, انار, ارجاق, اهر, تكلفه و كليبر است كه با بررسي هاي انجام يافته به احتمال قوي با توجه به بقاياي موجود محل استقرار شهر پيشگين, مركز ايالت آن زمان, در محوطه كلولي خرابه ايلانلي داغ قره باغلار, هلي و صاحب ديوان بوده و در دوره حكومت آق قويونلو و قره قويونلو و اوايل نهضت هاي صفويه بويژه در زمان شيخ جنيد و فرزندش شيخ حيدر و بلحاظ تولد بنيانگذار حكومت شيعه در ايران, شاه اسماعيل اول صفوي, به سال 890 هجري قمري در شهر خياو, اين شهر از رونق و اهميت خاص برخوردار بوده و خود شيخ حيدر مدتي حاكم و والي شهر خياو و مغان بوده و در زمان افشاريه نيز نادرشاه قبل از رفتن به مغان براي تاجگذاري در مركز دارالحكومه شهر( كهنه قلعه) بيتوته كرده و محل اسقرار لشكريانش قرار داده و در آباداني شهرو مركز دارالحكومه همت گماشته است. و در دوره قاجاريه بخصوص در زمان جنگهاي 13 ساله ايران و روس اين شهر از مراكز بسيار مهم براي استقرار لشكريان سردار لايق عباس ميرزا بوده و در طول تاريخ داراي شخصيت ها و علما و رجال بزرگي بوده از قبيل سعدالدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان نامه, شيخ محمود خياوي عارف بزرگ قرن هفتم هجري قمري (مدفون در ليمر محله شهرستان آستارا), پير محمد پشگيني از عرفا و ياران شيخ صفي الدين اردبيلي (مدفون در محله معروف به امام زاده روستاي ارباب كندي), شيخ ابوالحسن مشكيني اهل احمد بيگلو (مدفون در نجف اشرف) كه يكي از آثار علمي وي حاشيه بر كفايه الاصول آخوند خراساني مي باشد. ايشان استاد حضرت آيه الله مرعشي نجفي نيز بوده اند.
در دوره معاصر نيز بويژه در جريان نهضت مشروطيت علما و رجال بزرگي از اين شهر برخاسته اند از جمله ملا امام وردي مشگيني كه از روحانيت غيرتمند و تحصل كرده نجف اشرف بوده و با جلوگيري از يورش طوايفي از عشاير شاهسون از غارت شهر هاي همجوار نقش بسيار مهمي در پيروزي و به ثمر رساندن نهضت قيام مشروطيت ايفا كرد. او كه با سران مشروطه تبريز ارتباط تنگاتنگ داشته است و در جريان بازگشت از جلسه سران مشروطه تبريز به مشكين, شبانه به وسيله مزدوران حاكم وقت اردبيل, به نام امير معزز دستگير و به تبريز انتقال يافته و در پشت نارين قلعه بدار آويخته مي شود. شيخ يوسف افقهي و شيخ قاسم پريخاني از ديگر علماي منطقه بودند و آيت الله شيخ علي مشگيني آلني از فقها و دانشمندان عصر حاضر, رئيس محترم مجلس خبرگان و امام جمعه قم و مدرس حوزه هاي علميه قم, و ده ها تن از علما و روحانيون و اساتيد دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي مي باشد و در طول 8 سال دفاع مقدس به خاطر حضور بسيار پرشور و علاقمند هزاران تن از بسيجيان جان بر كف به نجف آباد دوم شهرت يافته است و بيش از 600 شهيد تقديم اين نظام مقدس كرده كه سردار شهيد سرتيپ پاسدار حاج مير محمود بني هاشم و حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ علي محبي... از سرداران معروف و از جان گذشتگان هشت سال دفاع مقدس مي باشند.
آثار تاریخی مشگین شهر سرزمینی است که در بین کانون های تمدنی باستان قرار داشته، موقعیت جغرافیایی آن، ارتباط با مراکز مهمی همچون قفقاز و آناتولی و تبادلات فرهنگی این مراکز با یکدیگر، جایگاهی ممتاز در طول تکوین و تحول تاریخ به آن بخشیده است.
بر اساس آمار کلی در شهرستان مشگین شهر بیش از 600 اثر یادمانی و تاریخی برآورد شده است.
به عبارت دیگر به طور متوسط در هر 400 متر مربع از پهنه این شهرستان یک اثر باستانی و تاریخی که ارزش حفظ و دیدن داشته باشد وجود دارد.
آثار باستانی مشگین شهر در طیف وسیعی از ابنیه، محوطه تاریخی، قلعه، گورستان و تپه های باستانی دسته بندی می شود که تعدادی از این آثار ارزشمند در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اند. از جمله نمونه های این یادمان ها که بخش مهمی از هویت تاریخی و باستانی شهرستان مشکین شهر را تشکیل می دهد ذیلا اشاره می شود:
منطقه ي مشگين شهر از نظر تاريخي وباستاني از مناطق قابل توجه در زمينه تحقيقات وپژوهشهاي تاريخي به شمار مي رود .
در اين منطقه هر كجا را بكاوي نشاني از تمدن بس كهن مي يابي كه نشان از آن دارد كه اين منطقه از زمانهاي بسيار قديمم گهواره ي تمدّني بسيار پيشرفته ومنطقه اي پر جمعيت بوده است .
وفور آب ومراتع سرسبز وكوه ها ي بلند كه سبلان سرافرازترين آنهاست، باعث شده است كه اين منطقه همواره مورد توجه اقوام قرار گيرد وپيدايش تمدني پيشرفته را سبب شود .
شهرستان مشگين شهر كه امروزه مركز منطقه ي مشگين شهر محسوب مي شود در دامنه ي كوه سبلان ودر حاشيه ي رود خياو چاي قرار گرفته است .وجود قلعه اي كهن در قسمت شرقي اين شهر همچنين گنبدي با معماري خاص ّ خود در وسط شهر نشان از اهميت گذشته ي شهر از نظر نظامي وفرهنگي دارد
مشگين شهر از ديدگاه تاريخي از شهرها ي مهم در دوره ي صفويه بوده است وپادشاهان صفوي بخصوص شاه اسماعيل توجه خاص به اين شهر داشته است.
حمدالله مستوفي جغرافيدان ومورخ قرن هشتم در كتاب خود به نام (( نُزهَهٌ القُلوب))
در منطقه ي مشگين شهر از هفت شهر نام مي برد كه يكي از آنها خياو است . خياو نام قديمي مشگين شهر است اما پررونق ترين شهر در زمانهاي گذشته شهري بوده است به نام وراوي كه در قسمت شمال غربي مشكين شهر كنوني قرار داشته وگويا بر اثر عوامل وحوادث تاريخي از بين رفته وبقاياي آن باقي مانده است .
درست است كه شهر وراوي شهري آبادتر از خياو بوده است امّا بعدها خياو گسترش پيدا كرده و ويژگيهاي مدني ، اقتصادي واجتماعي آن به خياو منتقل گشته است .
سعد الدين وراويني نويسنده ي بزرگ قرن هفتم ومترجم معروف در زبا نامه از اهالي وراوي بوده است .
مشگين شهر از سال 1316 هجري شمسي به بعد تبديل به شهر شده و بعدها به صورت فرمانداري اداره شده است وتا قبل از انقلاب از نظر اداري وآموزشي منطقه ي مغان را نيز تحت پوشش خود داشته است.
مشگين شهر امروزي با يك ويژگي مهم خود نمايي مي كند : كثرت فريختگان ورواج شديد تحصيلات دانشگاهي جوانان شد . در بين شهر هاي استان ( اردبيل ) از نظر تحصيل وآموزشهاي دانشگاهي مشگين شهر رتبه ي بالايي دارد وفارغ التحصيلان اين شهر بعضاً به مقامات بالاي دانشگاهي وكشوري ارتقاء يافته اند .هم اكنون در مشگين شهر در دانشگاه پيام نور وآزاد اسلامي فعال هستند وبيش از 3 هزار دانشجو در آنها مشغول فعاليت مي باشند .
مشگين شهر از ديد گاه بافت جمعيتي زيستگاه اقوام مختلفي است : بوميان ، مهاجران روستايي وعشاير . عشاير منطقه ي مشگين شهر يكي از چند ايل مهم ايران را تشكيل مي دهد و از نظر مردم شناسي وفرهنگي زمينه هاي تحقيق وپژوهش معتبر وجالب توجهي محسوب مي شوند كه متأسّفانه تا به حال در اين زمينه كار قابل توجه صورت نگرفته است .
مشگين شهر به طور خاص ومنطقه ي مشگين به طور عام ّ از مناطق بسيار مهم توريستي نيز محسوب مي شود . وجود آبها ي گرم و ييلاقهاي سرسبز ومكانها ي تاريخي وچشم اندازها ي طبيعي زيبا مي توانند زمينه هاي مناسبي براي جلب توريست وگردشگر باشند كه اميد است در اين زمينه تلاشهاي بسيار صورت گيرد .
منطقه ي مشگين شهر چنانكه از ديدگاه هاي مختلف تاريخي واجتماعي واقتصادي مورد تأمل وپژوهش قرار گيرد استعدادها ي فراوان را در خود نهفته دارد اما اين كار همت فرزندان شايسته ي اين منطقه را مي طلبد .
-----از نظر تاريخي مشكين شهر با داشتن بيش از 420 محوطه تاريخي و باستاني و اماكن متبركه يكي از شهرستان هاي مهم استان اردبيل مي باشد و ميتوان به اغراق ادعا كرد كه در آذربايجان از نظر اماكن باستاني و تاريخي كمتر منطقه اي به پاي خياو و يا مشكين شهر مي رسد.
به رواياتي نام قديم مشكين شهر اورامي و يا وراوي محل تولد سعد الدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان نامه در قرن ششم هجري قمري بوده است.
سرزمين مشكين شهر كه از نظر فرهنگي مي تواند در حد يك ايالت در جهان باستان شناسي مطرح گردد كه به احتمال فراوان در گذشته هاي دور با فلات اردبيل و مناطق مغان و ارسباران تشكيل سرزمين واحدي را مي داده كه چنين منطقه وسيع, پرنعمت و بابركت از دير باز مي توانسته نياز بسياري از اقوام گله دار را كه هميشه در حال كوچ ييلاق و قشلاق ميباشند, برآورد. و چه سندي گوياتر از وجود بسيار سودمند عشاير غيور ائل سون(شاهسون) مي باشد كه در طول تاريخ جولانگاهشان دامنه هاي سرسبز و خرم سبلان بوده است و هنوز هم ميعادگاهشان خياو و ييلاق هاي باصفاي سبلان مي باشد.
شهرستان مشكين شهر به لحاظ موقعيت طبيعي و استثنايي داراي تپه ها,قلعه ها, اماكن تاريخي و مذهبي بسيار فراوان مربوط به ادوار تمدن هاي ماقبل تاريخ و ادوار تاريخي قبل و بعد از اسلام مي باشد. از جمله وجود نقوش صخره اي آثار تمدن انسان هاي ماقبل تاريخ در محدوده كناره رودهاي قره سو, دره رود و شكلي داش ارشق, سنگ افراشت هاي مجسم هاي هزاره قبل از ميلاد معروف به شهرييري و مكتب اوشاقلاري كناره رود قره سو, سنگ نبشته پهلوي ساساني, قلعه كهنه, قلعه معروف قهقهه(محل زنداني شدن شاه اسماعيل دوم صفوي)..., قلعه ارشق, ديو قلعه سي(دژ بهمن), بقاياي كاروان سراهاي رضي, قانلو بلاغ, قره قيه ..., بقاياي پل هاي تاريخي
دوجاق, كورپي قلاغي قره قيه-لعل گنج, قره آغاج چرچيلو بر روي رودخانه هاي دره رود و قره سو, مقبره شيخ حيدر, قبور شهداي عصر صفوي, سردابه مسجد جنت سرا, خليفه قبري كوچه ولي عصر, بقاياي آب انبار(بوز خانا), بقاياي برج و باروي منظم قلعه سي, قبور خليفه الخلفا در انار,مقابر امام زاده هاي حضرات سيدسليمان فخر آباد, سيدجعفر انار, سيد عمادالدين رحيم بيگلوي سفلي و بقاياي امامزاده هاي بابيان و پير محمد روستاي ارباب كندي و صدها آثار متنوع ديگر را در خود جاي داده است.
مولف كتاب «زينه المجالس» اين منطقه را ملوك پيشكين خوانده و در وجه تسميه آن مي نويسد:چون محمدبنپيشكين گرجي در زمان اتابكان آذربايجان حاكم اينجا بوده بنام او معروف گشته و در نتيجه كثرت استعمال, پيشكين به مشكين تبديل گشته كه امروزه به دو نام (خياو و مشكين شهر) شهرت دارد.
حمد الله مستوفي (جغرافيدان و نويسنده قرن هشتم هجري قمري) در كتاب نزهه القلوب آورده كه پيشكين در اصل «وراوي» ناميده مي شد و داراي هفت شهر بوده و جزء تومان پيشكين بودند, شامل: پيشكين, خياو, انار, ارجاق, اهر, تكلفه و كليبر است كه با بررسي هاي انجام يافته به احتمال قوي با توجه به بقاياي موجود محل استقرار شهر پيشكين, مركز ايالت آن زمان, در محوطه كلولي خرابه ايلانلي داغ قره باغلار, هلي و صاحب ديوان بوده و در دوره حكومت آق قويونلو و قره قويونلو و اوايل نهضت هاي صفويه بويژه در زمان شيخ جنيد و فرزندش شيخ حيدر و بلحاظ تولد بنيانگذار حكومت شيعه در ايران, شاه اسماعيل اول صفوي, به سال 890 هجري قمري در شهر خياو, اين شهر از رونق و اهميت خاص برخوردار بوده و خود شيخ حيدر مدتي حاكم و والي شهر خياو و مغان بوده و در زمان افشاريه نيز نادرشاه قبل از رفتن به مغان براي تاجگذاري در مركز دارالحكومه شهر( كهنه قلعه) بيتوته كرده و محل اسقرار لشكريانش قرار داده و در آباداني شهرو مركز دارالحكومه همت گماشته است. و در دوره قاجاريه بخصوص در زمان جنگهاي 13 ساله ايران و روس اين شهر از مراكز بسيار مهم براي استقرار لشكريان سردار لايق عباس ميرزا بوده و در طول تاريخ داراي شخصيت ها و علما و رجال بزرگي بوده از قبيل سعدالدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان نامه, شيخ محمود خياوي عارف بزرگ قرن هفتم هجري قمري (مدفون در ليمر محله شهرستان آستارا), پير محمد پيشكيني از عرفا و ياران شيخ صفي الدين اردبيلي (مدفون در محله معروف به امام زاده روستاي ارباب كندي), شيخ ابوالحسن مشكيني اهل احمد بيگلو (مدفون در نجف اشرف) كه يكي از آثار علمي وي حاشيه بر كفايه الاصول آخوند خراساني مي باشد. ايشان استاد حضرت آيه الله مرعشي نجفي نيز بوده اند.
در دوره معاصر نيز بويژه در جريان نهضت مشروطيت علما و رجال بزرگي از اين شهر برخاسته اند از جمله ملا امام وردي مشكيني كه از روحانيت غيرتمند و تحصل كرده نجف اشرف بوده و با جلوگيري از يورش طوايفي از عشاير شاهسون از غارت شهر هاي همجوار نقش بسيار مهمي در پيروزي و به ثمر رساندن نهضت قيام مشروطيت ايفا كرد. او كه با سران مشروطه تبريز ارتباط تنگاتنگ داشته است و در جريان بازگشت از جلسه سران مشروطه تبريز به مشكين, شبانه به وسيله مزدوران حاكم وقت اردبيل, به نام امير معزز دستگير و به تبريز انتقال يافته و در پشت نارين قلعه بدار آويخته مي شود. شيخ يوسف افقهي و شيخ قاسم پريخاني از ديگر علماي منطقه بودند و آيت الله شيخ علي مشكيني آلني از فقها و دانشمندان عصر حاضر, رئيس محترم مجلس خبرگان و امام جمعه قم و مدرس حوزه هاي علميه قم, و ده ها تن از علما و روحانيون و اساتيد دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي مي باشد و در طول 8 سال دفاع مقدس به خاطر حضور بسيار پرشور و علاقمند هزاران تن از بسيجيان جان بر كف به نجف آباد دوم شهرت يافته است و بيش از 600 شهيد تقديم اين نظام مقدس كرده كه سردار شهيد سرتيپ پاسدار حاج مير محمود بني هاشم و حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ علي محبي... از سرداران معروف و از جان گذشتگان هشت سال دفاع مقدس مي باشند
فرستنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادي
مشخصات آبهاي گرم معدني مشكين شهر
خواص درماني فاصله تا مركز شهرستان درجه حرارت آب نام آب معدني بخش شهرستان
آرام بخش عصبي 13 كيلومتر 35 ايلاندو مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 42 كيلومتر 10 ترش سو مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 15 كيلومتر 45 دوبدو مركزي مشكين
دردهاي مفصلي 42 كيلومتر 49 شابيل مركزي مشكين
آرام بخش و جلدي 47 كيلومتر 40 قوتور سوئي مركزي مشكين
دردهاي مفصلي 15 كيلومتر 86 قينرجه مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 20 كيلومتر 40 ملك سوئي مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 16 كيلومتر 42 موئيل مركزي مشكين
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي
سبلان
قله سبلان با ارتفاع 4811 مترسومين قله بلند ايران و يکی از زيباترين قلل دنيا به شمار می آيد. ويژگيهای خاصی که هم قله و هم منطقه دارد اين قله را از بقيه قلل متمايز می کند. اين کوه درشهرستان مشكين شهر واقع شده و از هر 4 طرف به دشتهای وسيعی ختم می شود.
كوهستان عظيم وآتش فشان سبلان كه به زبان آذري ساوالان خوانده مي شود از كوه هاي متعدد بلندي چون صائين ، نرميق ، قوشه داغ ، و… تشكيل شده است. دامنه هاي اين كوهستان در بخش مركزي از چهارسو به شهرستان هاي مشکين شهر و اهر در شمال ، تبريز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبيل در شرق مشرف مي باشد. سبلان به شكل مخروط زيبائي است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت درياچه اي در آمده است. اطراف اين درياچه در تمام سال پوشيده از برف و يخ است. قله اصلي يا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترين نقطه آذربايجان و پس از دماوند بلندترين قله ايران است. کوهستان ساوالان از كانون هاي مهم آبگير دائمي رودهاي آذربايجان مي باشد. دامنه هاي شمالي آن به دره رود قره سو و اهرچايي و دامنه هاي جنوبي آن به شاخه ها ي آجي چاي منتهي مي گردد. بنابراين سبلان بخش عمده اي از آب هاي حوضه رود ارس و درياچه اروميه را تامين مي كند در دامنه هاي سبلان چشمه هاي فراوان آب گرم وآب سرد معدني وجود دارد از جمله موئيل سويي ، شابيل ، قوتورسويي و ...كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالي مشكين شهر وگردشگران قرار مي گيرد. در بالاي قله سبلان حفره اي وجود دارد كه دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت درياچه اي در فصل گرم ظاهر مي شود
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي
گردشگاههاي مشكين شهر
1- سبلان (ساوالان )
رشته كوه ساوالان در جنوب شرقي خياو و در فاصله 25 كيلومتري آن واقع شده است . ارتفاع آن بلندترين نقطه آن با نام سلطان ساوالان 4811 متر مي باشد . سلطان پس از دماوند معروفترين كوه ايران است كه درياچه اي زيبا در قلعه آن وجود دارد . ساوالان با رودها ، يخجالها ي دائمي و طبيعتي بكر ، نمونه ايست از هنر بي همتاي خلاق آن .
اين كوه بنا به روايات محل عبادت زرتشت ، پيامبر ايران باستان و جولان گاه بابك خرمدين بوده است.
2- پارك جنگلي:
در جنوب شرقي شهر واقع شده است و جاده آسفالته اي به طول 3 كيلومتر دارد در روزهاي تعطيل محل گردش و تفريح ساكنان بومي و گردشگران است.
3- شيروان دره سي:
در 30 كيلومتري جنوب شرقي خياو و در ارتفاع 2300 متري قراردارد . مساحتش بالغ بر 75 كيلو متر مربع است و محل زندگي حيوانات وخشي و پرندگان مي باشد . همچنين داراي صخره ها و غارهاي ديدني است.
4- هوشنگ ميداني
نام اصليش اشك ميداني است كه يادگار اشكانيان در جنگ با روميان است و گويا محل يييلاق لشكر اشكانيان بوده است . اين گردشگاه با طبيعتي زيبا در ارتفاع 2725 متري واقع شده است .
بنا به روايات اين ميدان ، محل جنگ بابك خرمدين با اعراب بوده است.
5- آبهاي معدني
قوتور سويي- قينرجه – ايلاندو – شابيل – مليك سويي – موئيل سويي – آق سو
6- ساير گردشگاهها
دامنه هاي سبلان ، قاراگول ، آيقار ، موئيل ، ساربانلار ، حاجيلو ، نصرآباد ، تبنق ، ارباب كندي و حرم داغي
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي
صنايع دستي مشكين شهر
- فرش كله قوچي و كناره با شهرت جهاني
- فرش و قالي ابريشمي
- جاجيم ، گليم و الاز كه به صورت سنتي توسط زنان و دختران روستايي و عشاير ي بافته مي شود
- ورني منطقه مشكين شهر كه در سالهاي اخير توجه تجار داخلي و خارجي را به خود جلب كرده است
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي
زيستگاه مشكين شهر
زيستگاه هوشنگ ميداني و قره گؤل مشكين شهر
اين ميدان , منطقه اي مسطح است كه در دامنه شمال غربي سبلان به ارتفاع 2725 متر از سطح دريا واقع شده است . تالاب قره گؤل نيز به قطر تخميني 300 متر در قسمت شمال غربي دامنه هاي هرم و جنوب شرقي زيستگاه هوشنگ قرار دارد . حيوانات و پرندگان وحشي در هوشنگ ميداني و تالاب قره گؤل متنوع اند .
زيستگاه تنبق مشكين شهر
اين زيستگاه در شمال غرب مشگين شهر واقع شده است و 18 كيلومتر با آن فاصله دارد. در حدود 70 كيلومتر مربع مساحت دارد و محل زيست كل و بز , خوك , خرگوش , گرگ و كبك است . اين منطقه در ارتفاع 1800 متري از سطح دريا قرار گرفته است .
زيستگاه ارباب كندي مشكين شهر
اين زيستگاه در 42 كيلومتري شمال شرق مشگين شهر و 55 كيلومتري شمال غرب اردبيل واقع شده است , 70 كيلومتر مربع وسعت دارد و در ارتفاع 1500 متري از سطح دريا قرار گرفته است . كل و بز , خوك , گرگ , روباه , خرگوش , كبك و مرغابي از جمله وحوشي هستند كه اين منطقه را مامن زيست خود ساخته اند .
زيستگاه موويل مشكين شهر
اين زيستگاه در جنوب مشگين شهر و در غرب كوههاي هرم سبلان واقع است .ارتفاع اين منطقه از سطح دريا 3200 متر است . در اين زيستگاه , قوچ و ميش ارمني , كل و بز از نوع سفيد طوقدار , كبك دري , خرس قهوه اي و خاكستري , گرگ , خوك , خرگوش , انواع پرندگان شكاري و لاشخور زندگي مي كنند.
زيستگاه شيروان دره سي مشكين شهر
”شيروان دره سي “ زيستگاهي است كه در 20 كيلومتري جنوب شرق مشگين شهر قرار دارد . ارتفاع آن از سطح دريا 2200 متر و مساحت آن 75 كيلومتر مربع برآورد شده است .زيستگاه ” شيروان دره سي “ , محل زندگي دايمي وحوش مانند : كل وبز , خوك , روباه , گرگ , قوچ و ميش ارمني , خرگوش , كبك , كبك دري, قمري , فاخته و شماري از پرندگان مهاجر است .
زيستگاه حاجي لو مشكين شهر
اين زيستگاه در 22 كيلومتري شمال مشگين شهر در كوه هاي حاجيلو واقع شده است . داراي 70 كيلومتر مربع وسعت و ارتفاعي حدود 1900 متر از سطح درياست . حيواناتي مانند : كل وبز , خوك , گرگ , خرگوش , روباه و كبك اين منطقه را به عنوان محل زيست خود برگزيده اند .
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي
آثار تاريخي مشكين شهر
1- سنگ نوشته شاپور دوم ساساني در حاشيه شرقي مشكين شهر و نزديكي كهنه قلعه واقع شده است .
ابعادش 10/1 در 30/2 سانتي متر وبه خط پهلوي ساساني بوده است كه در سال 337 ميلادي به دستور نرس هرمزد والي اين نواحي نوشته شده است . كه اكنون چيزي از آن نوشته ها باقي نمانده است
2- قبره شيخ حيدر
برج بلندي است در مركز شهر به ارتفاي 18 متر و 5/10 متر ، كه بناي آن را به اوايل قرن ده هجري نسبت مي دهند.
شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل صفوي است و خياو محل تولد شاه اسماعيل صفوي مي باشد.
3- قلعه قهقهه
در 80 كيلومتري مشكين شهر واقع شده است و زندان مخوف دوران صفويه بوده است.
4- كهنه قلعه
در حاشيه شرقي مشكين شهر قراردارد گويا مكاني نظامي بوده است . بناي آن به دوران افشاريان ، صفويه ، ساسانيان و حتي اشكانيان نسبت مي دهند. كه متاسفانه در حال نابودي مي باشد
5- قلعه ارشق
در 60 كيلومتري شمال غربي مشكين شهر واقع شده است. گويا در عهد اشكانيان و ساسانيان قلعه اي نظامي بوده است
-------------------------------------------------------
شهرستان نمین
آب و هوای اين منطقه به واسطه نزديكی با دريای خزر از رطوبت بسياری برخوردار است و به همين سبب آن را نمين ناميده اند. مهم ترين صنايع دستی منطقه؛ قالی بافی، گليم بافی و جاجيم بافی بوده كه قالی و گليم ساخته دست مردم نمين جزو محصولات صادراتی شهرستان محسوب می شوند. صادرات شهرستان نمين عده ای را در كار بازرگانی و داد و ستد وارد نموده است. عمده ترين صادرات اين شهرستان گندم، جو، زرد آلو، فرآورده های دامی و عسل و نيز صنايع دستی چون قالی و گليم است. در سرشماری سال 1375 جمعيت شهر نمين 7852 نفر بوده است. مردم اين شهرستان به زبان تركی و فارسی با گويش طالشی سخن می گويند و مذهب آن ها شيعه و مسلمان هستند.
مکان های دیدنی و تاریخی
مهم ترين مکان های ديدنی شهرستان نمين تپه های تاريخی و باستانی است که پيشيبنه آن ها به هزاره های قبل از ميلاد می رسد.
کشاورزی و دام داری
نمين شهری كشاورزی است و به علت آب و هوای مناسب و خاک حاصلخيز توانايی بالايی در كشاورزی دارد. گندم، جو، گياهان علوفه ای، بنشن، تره بار، سيب، گلابی، گيلاس، آلبالو، زردآلو و آلوچه از مهم ترين محصولات كشاورزی منطقه هستند. نمين به مانند ديگر شهرستان های استان اردبيل به دليل دسترسی به مراتع نسبتا غنی در زمينه دام داری و دام پروری از رونق خوبی برخوردار است و انواع فرآورده های دامی از اين منطقه صادر می شود.
مشخصات جغرافيايي
شهر نمين مركز شهرستان نمين از شهرستان های استان اردبيل در 48 درجه و 29 دقيقه طول جغرافيايی و 38 درجه و 25 دقيقه عرض جغرافيايی و در ارتفاع 1700 متری از سطح دريا واقع است. نمين منطقه ای كوهستانی است و رود نمين چای از ميان اين شهر می گذرد. اين شهرستان در 25 كيلومتری شمال شرقی اردبيل قرار دارد. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
- راه نمين- اردبيل به سوی جنوب باختري به طول 27 كيلومتر
- راه نمين- آستارا به سوی خاور به طول 50 كيلومتر
- راه فرعی نمين- دهستان عنبران
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
آب و هوای اين منطقه به واسطه نزديكی با دريای خزر از رطوبت بسياری برخوردار است و به همين سبب آن را نمين ناميده اند. درباره تاريخ اين منطقه اطلاعات مستندي در دست نيست ولي ان چه مسلم است اين كه تاريخ اين منطقه با شهرستان اردبيل يكي محسوب مي شود.
--
كمى دورتر از نمین و پس از دشت هاى سرسبز و وسيعى كه يا پوشيده از گلهاى زيباست و يا زير كشت رفته، جنگل «فندقلو» قرار گرفته است. اين منطقه دو بهار دارد، يكى از ابتداى فروردين تا پايان خرداد و ديگرى از مهر تا آبان. «فندق لو» در مجموع ۴ هزار هكتار وسعت دارد كه هزار هكتار آن جنگل فندق و ۳ هزار هكتار سبزى و گل است. اين جنگل استعداد پرورش صد نوع گل از جمله بوماداران و بابونه را دارند. به گفته فرماندار «نمين» اين جنگل مكمل گردشگرى سرعين در نظر گرفته شده است. وى افزود: تاكنون يك و نيم ميليارد تومان در زمينه آب رسانى، برق رسانى، پيست اسكى، تجهيزات مخابرات، چمن و... هزينه شده و تله كابين اين منطقه نيز طى قراردادى با كشور اتريش تجهيز مى شود
اهالی منطقه و محلات نمین در ادوار بسیار دوریعنی قبل از ورود سادات زیدیه وسید جما ل الدین روحی تبریزی و پیدایش باباهای صوفی و شیخ تاج الدین ابراهیم الدین روشن ، پیرومسالک زرتشتی،خرم دینی،مهر پرستی و کلیمی بوده اند.
قبور زرتشتی و کلیمی(گور قبیرها) و غار بابک خرم دین در فندقلو و قلعه بز(بزه قلعه لاتون) وقلعه شیندان در اطراف نمین که مقر فرماندهی و استقامت بابک خرم دین بوده اند که موید این بحث است.بعد از مذاهب باستانی، مذاهب ائمه اربعه مخصوصا مذاهب شافعی و سپس شیعه زیدیه رو به رشد نهاد.
در حال حاظر اکثریت اهالی این مناطق شیعه اثنی عشری و دیگر شعب تشیع هستند.در اطراف شهر نمین بعضی از روستاها دارای اهالی شافعی مذهب هستند.در این محال اکثریت شیعی میباشد. از دیگر ادیان غیر اسلام به جرات می توان گفت ،حتی یک نفر هم زندگی نمیکند.
آثار تاریخی شهرستان نمین
مقبره شيخ بدرالدين:شيخ بدرالدين بنا به رواياتی پسر عم حضرت پيغمبر بوده و بعد از مهاجرت از زنجان در شهر نمين دار فانی را وداع گفته و همينجا نيز بخاک سپرده شده و از شيوخ بنام عصر خود بوده است متاسفانه توجه زيادی به حفظ اين مقبره نشده و بسياری از محتويات آن از بين رفته يا مورد سرقت قرار گرفته است (گزارش بررسي باستان شناسي آرامگاه شيخ بدرالدين در نمين)
قلعه شیندان :این قلعه بر فراز قله کوه شیندان یا چیندان بین راه نمین-آستارا قرار گرفته واز مهمترین آثار تاریخی نمین محسوب می گردد که سابقه آن به قبل از اسلام میرسداز اتفاقات مهمی که در این قلعه روی داده خاطره تاریخی قیام حمزه خان تالش حاکم آستارا در عهد شاه عباس صفوی می باشد که ذوالفقار خان قارمانلو حاکم اردبیل مدت نه ماه آن قلعه را در محاصره داشت و حمزه خان با کشتی از راه آستارا به شیروان متواری گشت .
همچنین جنگهای عیسی خان و موسی خان مهرانی وپناه بردن میر مصطفی خان تالش ابن میر جمال الدین(قره خان) در عهد آغا محمد خان قاجار به این قلعه را می توان ذکر کرد.
بنای قلعه،سنگی و با ساروج ساخته شده است که قراء
حیران و ونبین و مسیر جاده نمین - آستارا کاملا قابل رویت می باشد و گویند زمانی محل اقامت و فرماندهی بابک خرم دین بوده ودر سمت غربی قلعه قبرستان قدیمی در بالای تپه در آنسوی تونل قرار دارد که قلعه شیندان مشرف بر آن است و درمقابل دید و تیر رس واقع شده.بنا به روایتی قسمتی از این قبرها متعلق به گبرها(گور قبیر)وقسمتی پا به غرب وسر به شرق دفن شده اند که از آثار قره قویونلو دردوره شاه اسماعیل صفوی می باشد و قبر عیسی خان و موسی خان مهرانی وچشمه معروف جن در آن قرار دارد و ارتفاع آن۱۸۵۰متر میباشد.شخصیت سرهنگ و مسجد سرهنگ:سرهنگ میر زین العابدین خان (توپخا نه مبارکه آستارا) به سال ۱۲۹۰هجری قمری مسجدی در نمین بنا نمود که به تکیه سرهنگ معروف می باشد.آنچه از اجداد و سینه به سینه به ما رسیده و در خا نواده نوادگان آن مرحوم گفته شده حاکی ازآن دارد که سرهنگ به احداث مسجد مستقیم اقدام نموده و سپس مرحوم شیخ فاضل آستارایی را به نمین آورده و در جدار تکیه برای این روحانی منزلی جهت سکونت ساخت وامورات مسجد را به وی محول کرد.گویا سرهنگ فقط از برادرزاده اش که حاکم وقت ولایت اربعه ((الوف)) بوده(سلیمان خان صارم السلطنه)امدادجسته
در صحن ورودی تکیه سرهنگ سه نفراز سادات جلیل القدر سرهنگ میر زین العابدین خان (مبصرالسلطنه)یکی بعد از دیگری (
میر ایوب خان را در قبر جدش دفن نموده اند)در حال حاضر بطور روشن ودقیق قبور میر ایوب خان امیر سرهنگ پور وسیده مکیمه خانم یوسفی نسبت میرعلی خان مشهود می باشند.در ضمن سرهنگ از نسل سید الشهدا (ع) می باشد.تکیه مورد بحث بسال 1332هجری قمری توسط میر ایوب خان امیر سرهنگ پور با همیاری خوانین نمین تعمیر ودر همان سال مرحوم میر ایوب خان یک جلد کلام الله مجید را به صورت جزو که در شهر شوال1332 هجری قمری بخط مرحوم
محمد یوسف ویلکیچی بنام والدین اش میر عبا سقلی خان مبصر السلطه و سلطان بگیم خانم به تکیه سرهنگ وقف نموده اند و هم اکنون در اختیار قاریین قرار می گیرد.روحش شاد و یادش گرامی باد.قابل ذکر است
فرخنده خانم دختر عباس میرزا مادر سرهنگ میر زین العا بدین خان همسر میر کاظم خان بن حسن خان تالش بسال 1276 هجری قمری مسجد جامع نمین را به جای مخروبه خانقاهی بدر الدین در اوایل قرن هفتم هجری قمری به آستارا نزد سید جمال الدین روحی شرف یاب شده شیخ در زنجان سکونت داشته سالی چند صباحی به خشیران به زیارت مزار روشن امیر معروف به باباروشن پدر شیخ تاج الدین ابراهیم بن روشن امیر معروف شیخ زاهد جیلانی،می امده و در خانقاه نووه بئن (نمین) بحلقه اذکار می نشسته است بپا نمو ده بنابراین بانی مسجد جامع نمین ما در مسیر احمد خان سیف الملک بوده است .کلیه اولاد عباس میرزا، دایی وخاله های سیف الملک بوده اند .
از شاهزاده خانم هفت پسربعرصه وجود آمده اند که عبارتند از:
1_میر احمد خان (( سیف الملک))2_میر اسد اله خان (( صارم السلطنه ))3_میر زین العابدین خان((
سرهنگ))4_میر حسن خان ((بیوگ خان))5_میر محمد خان 6_میر مصطفی خان 7_میر تقی خان.خوانین نمین که از نسل
میر قره خان در دوره قاجار حاکمت قسمت مهمی از تالش راعهده دار بوده اند.میر قره خان در زمان نادر شاه حکومت تمام تالش را داشت. میر احمد خان (( سیف الملک)) و برادرش میر اسد الله خان فرزندان میر کاظم نوه پسری میر حسن خان تالش ونوه دختری عباس میرزا سردار قاجار به حکومت آستارا،نمین وکرگانرود را داشته اند.ساختمان زيبای عمارت السلطنه: این بنا که ظاهرا توسط روسها ساخته شده و قدمتی دويست ساله دارد از ديگر اماکن باستانی شهرستان نمين است و در ميدان اصلی شهر قرار گرفته است .
که احتمالا چند وقت پیش تخریب ش کردند.
تپه های باستانی زياد که بعضی از آنها قدمتشان به هزاره سوم پيش از ميلاد ميرسد . خانه های قديمی با معماری خاص دوران قاجار و صفويه وقبور زرتشتی و کلیمی(گور قبیرها) و غار بابک خرم دین در فندقلو و قلعه بز(بزه قلعه در لاتون) نیز از دیگر آثار تاریخی شهرستان نمین می باشد...
با تشکر از خانم سولماز پورنعمت که اطلاعات کاملتری از آثار تاریخی نمین در اختیار ما گذاشتند:
حدود 90 اثر تاريخي در شهرستان نمين به ثبت رسيده كه بيشتر آنها تپه ها مي باشند كه مربوط به ادوار باستاني هستند
آثار قبل از اسلام :
1-«دلمن»قديمي ترين اثر ثبت شده در نمين حفريات هيات فرانسوي به سركردگي «دمورگان » است كه او در اين منطقه بناهاي به عنوان دلمن شناخته مي شود با قدمت نه هزار ساله را كشف كرد.
2-آتشكده شيندان :اين آتشكده بر فراز قله شيندان
3- ديو لراوي (خانه ديو ها )-دوستاق خانه : اين اثر در نزديكي آب گرم علي داشي واقع است
آثار تاريخي مربوط به دوره بعد از اسلام در نمين :
قبرستان شغوله دره : اين قبرستان قبل از تونل نمين و آستارا در سمت غربي واقع است كه قله شيدان مشرف بر آن است گفته مي شود سربازان غيور عباس ميرزا شهيد و در ان محل مدفونند .اما از نظر افراد بومي قسمتي از قبر ها متعق به گبرها (گور قبير )بوده و به صورت پا به مغرب و سر به مشرق دفن شده اند مانند يهوديان .
2- مقبره بابا روشن : در دو كيلو متري روستاي (خشه حيران در دره اي سبز و خرم واقع است و در قسمت جنوبي ان چشمه اي وجود دارد .
3- مقبره پير لنگ : اين مقبره در روستاي ننه كران بر بالاي تپه اي سر سبز واقع است
5- بقعه شيخ بدرالدين :كه در وبلاگ اطلاعات كافي در مورد ان هست .
6- غار فندقلو : در جنگلهاي فندقلو غاري وجود دارد كه غار بابك خرم دين نام دارد گفته مي شود كه زماني پناهگاه بابك خرم دين و سپاهيانش بوده است .
7- بناي صارم السلطنه : اين بنا ظاهرا توسط روسها ساخته شده است اما بسياري معتقدند محل سكونت حكمرانان و خان نمين بوده است
------------------------------------------------------------
شهرستان کو ثر یا گیوی
کوثر يا گيوی مركز شهرستان گيوی تا چندی پيش از بخش های شهرستان خلخال استان اردبيل بود. مردم شهرستان كوثر (گيوی) عموما به زبان تركی صحبت می كنند و مسلمان و شيعه مذهب هستند. در سرشماری سال 1375 شهر گيوی 6805 نفر جمعيت داشت. كوثر يك منطقهي كاملا كشاورزی است و بيش تر افراد آن به كشاورزی اشتغال دارند. از ميان هنرهای دستی معروف اين شهرستان می توان به تهيه شال،جاجيمهای ابريشمی و پشمی، گليم بافی، پلاس، لباس های پشمی وکرکی و بافت مسند اشاره نمود. متاسفانه بعد از متروک شدن نوغان داری(پرورش كرم ابريشم) بافت جاجيمهای ابريشمی نيز متروک شد و حالا درهر كجا جاجيمهای خلخال پيدا شود بايد آن را جزو اشيای عتيقه محسوب نمود. شال پشمی خلخال كه قسمت عمده آن در بخش شاهرود تهيه می شود از صادرات مهم خلخال بوده كه آن هم فعلا کاهش يافته است. بافت گليم و مسند نيز در خلخال رواج دارد. در اين منطقه گاه مسندهای بسيار نفيس ديده می شود كه هنرمندان خلخالی آن را به صورت برجسته می بافند.
شغل اصلی ساكنين منطقه را كشاورزی، دام داری، پرورش زنبور عسل و صنايع وابسته به آن تشكيل مي دهد. از اين رو صادرات اين شهرستان را سيب، گلابی، گردو و فرآورده های دامی، انواع دام، قالی و گليم تشكيل می دهند. مهم ترين گردنه خلخال به نام گردنه ناو مشهور است كه در مسير جاده ارتباطی خلخال به هشپر واسالم واقع شده و از داخل جنگل های طالش به جاده رشت به آستارا متصل می شود. چشمه آب گرم معدنی خلخال در 22 كيلومتری شمال باختری هروآباد و به فاصله 96 كيلومتری ميانه از زمين خارج می شود. جنگل های متراکمی نيز درمحدوده شهرستان خلخال وجود دارد كه از امكانات بسيار مساعد در زمينه جذب جهانگرد برخوردارند. مکان های ديدنی و تاريخی شهرستان خلخال عبارتند از: امامزاده كجل، قبرستان پارتی و مقبره سيد دانيال
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
درباره وجه تسميه نام كوثر اطلاعات چنداني در دست نيست و تاريخ اين منطقه با شهرستان خلخال يكي محسوب مي شود. خلخال از شهرهای قديمی و تاريخی آذربايجان است. در كتاب های جغرافيايی و تاريخی سده های دوم و سوم هجری، مورخان و جغرافی دانان از جمله در كتاب« حدود العالم من المشرق الی مغرب » درباره خلخال چنين نوشته اند:« خلخال از شهرهای كوچک و از توابع آذربايجان بوده، محصول عمده آن گندم و جو بوده است و پلاس و گليم و لباس پشمی و كركی در آن بافند….» در معجم البلدان كه اواخر سده ششم هجری نوشته شده آمده است:« خلخال شهری است در مشرق آذربايجان و نزديک گيلان و مزارع و آبادی آن بيش تر در وسط كوه های بلند قرار دارد از آن جا تا شهر قزوين هفت روز و تا اردبيل دو روز راه است و در اين ولايت قلاعی بلند قرار دارد كه مردمان آن هنگام حمله مغول به آنجا عزيمت نموده اند» در«نزهه القلوب» كه حمدلله مستوفی در اوايل سده هشتم هجری نوشته، درباره اين شهر چنين آمده است:« خلخال شهر وسط بوده و اكنون ديهی است كما بيش صد موضع و به چهار ناحيه تقسيم می شود: خانندبيل، سنجبد، انجيل آباد و هشتچين … ».
------------------------------------------------------------
شهرستان نیر
نير يكي از شهرستان هاي استان اردبيل است كه در باختر اين استان واقع شده است. صنايع دستی اين شهرستان را فرش بافی، گليم بافی و جاجيم بافی تشكيل مي دهند. تنوع محصولات اين شهرستان سبب تنوع صادرات منطقه شده است. سنگ مرمر، گندم، جو، علوفه، چغندر قند، دام و فرآورده های دامی، مرغ، فرش، گليم و عسل ازمهم ترين صادرات منطقه به شمار مي آيند. در سرشماری سال 1375 جمعيت شهر نيار 5091 نفر بود. مردم اين شهرستان به زبان آذری صحبت می كنند و عموما مسلمان و شيعه مذهب است.
مکان های دیدنی و تاریخی
تپه باستانی بونيوغون يکی از مکان های ديدنی و زيبای شهرستان نير است.
صنايع و معادن
در شهرستان نير هنرهای زيبا و اصيلی از پنجه های هنرمند زنان و دختران منطقه به وجود می آيد که علاوه بر ارزش هنری، از لحاظ اقتصادی نيز دارای اهميت فراوانی است. از ميان اين هنرهای زيبا و اصيل می توان به قالی بافی، گليم بافی، جاجيم بافی، شال بافی و بافتن دوزی اشاره نمود. بافته های داری منطقه بيش تر در کارگاه های خانگی توليد می شوند که نشان دهنده قدمت و اصالت اين هنرها می باشند. ديدن اين کارگاه ها و هنرمندان اين صنايع مطالب گفته شده را تاييد می کند. معادن سنگ از قبيل سنگ مرمر و سنگ های ساختمانی در اين شهرستان وجود دارند.
کشاورزی و دام داری
شهرستان نيار منطقه ای كشاورزی است و انواع محصولات از قبيل گندم، جو، گياهان علوفه ای، چغندر قند و سيب از جمله محصولات اين منطقه است. اين شهرستان به لحاظ كوهستانی بودن و داشتن مراتع خوب دارای اهميت دام داری است.
مشخصات جغرافيايي
اين شهر در 47 درجه و 59 دقيقه طول جغرافيايی و 38 درجه و 2 دقيقه عرض جغرافيايی در بلندی 1600 متری از سطح دريا واقع است. آب و هوای اين شهرستان نسبتا سرد و خشک و نيمه خشک می باشد. شهرستان نيار از غرب با سراب از شمال شرق با ارديبل و از جنوب با استان آذربايجان شرقی هم جوار است. شهر نيار مركز شهرستان نيار، در 35 كيلومتری جنوب غربی اردبيل و در مسير راه اصلی اردبيل- سراب قرار گرفته است. نيار در مسير راه اصلی اردبيل - سراب واقع شده است و از اين طريق به طول 35 كيلومتر به سوی شمال شرقی تا اردبيل و به طول 45 كيلومتر به سوی جنوب غربی تا سراب فاصله دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
درباره وجه تسميه نام وپيشينه تاريخي شهرستان نير اطلاعات چنداني در دست نيست.
------------------------------------------------------------
شهرستان گرمی
منطقه «گرمی» از كهن ترين مناطق دشت مغان است و آثار تاريخی به دست آمده از آن نشان گر قدمت بالای اين شهرستان است. گرمی يکی از شهرستان های مجاور دشت مغان است که از لحاظ شرايط طبيعی يک منطقه كشاورزی و دام پروری است. صنايع دستی اين شهرستان را گليم بافی و قالی بافی تشكيل مي دهند. گر چه صنايع متوسط و بزرگ در اين منطقه دارای اهميت چندانی نيست ولی از نظر صنايع دستی، توليدات اين منطقه قابل اهميت است. نوعی ورنی يا گليم ريز فرش نما در روستای اينجلو توليد می شود كه در نوع خود منحصر به فرد بوده و يكی از اصلی ترين توليدات سنتی گرمی محسوب می شود. شال بافی در اجارود و روستاهای تابعه آن رواج زيادی دارد و هنرمندان اين رشته، كالاهای بسيار مرغوبی به بازار مصرف عرضه می دارند. از ديگر صنايع دستی گرمی می توان خورجين و پلاس و شال گردن و بافتن دوزی را نام برد. در سرشماری سال 1375 شهرستان گرمی 064/104 نفر جمعيت داشت. مردم اين شهرستان به زبان تركی صحبت می كنند و مسلمان و شيعه مذهب هستند. مکان های ديدنی و تاريخی شهرستان گرمی را تپه خرمن، منطقه گرمی و گورستان گبر تشكيل مي دهند.
------------------------------------------------------------
شهرستان خلخال
مکان های دیدنی و تاریخی
جاذبه های طبيعی و مکان های تاريخی در شهرستان خلخال وجود دارند. مهم ترين گردنه خلخال به نام گردنه ناو مشهور است كه در مسير جاده ارتباطی خلخال به هشپر واسالم واقع شده و از داخل جنگل های طالش به جاده رشت به آستارا متصل می شود. چشمه آب گرم معدنی خلخال در 22 كيلومتری شمال باختری هروآباد و به فاصله 96 كيلومتری ميانه از زمين خارج می شود. جنگل های متراکمی نيز درمحدوده شهرستان خلخال وجود دارد كه از امكانات بسيار مساعد در زمينه جذب جهانگرد برخوردارند. امامزاده كجل نيزدر شمال خاوری اغكند در مسير جاده ماشين رو كوهستانی شمس آباد واقع شده است.
صنايع و معادن
مهم ترين صنايع شهرستان خلخال را صنايع دستي تشكيل مي دهند. شهرستان خلخال يكی از مراكز مهم صنايع دستی استان اردبيل و نيز كل كشور محسوب می شود. انواع جاجيم، گليم، اشيای منبت كاری شده و صنايع چوبی از عمده ترين صنايع دستی اين شهرستان است. جاجيم بافی در اکثر روستاهای ايران به ويژه اغلب روستاهای آذربايجان مرسوم است و در هر منطقه دارای ويژگی های خاص می باشد در شهرستان خلخال جاجيم دارای ويژگی های خاص می باشد. در گذشته جاجيم مناسب ترين چيزی بود که مردم منطقه روی کرسی می انداختند که در اين ميان جاجيم چيچکلمهCHICHAKLAMEH با ترکيبی از رنگ های متنوع و نقوش لوزی داخل الوان راه راه آن در ده و شهر از همه مشهور بود با متروک شدن کرسی زغالی بافت و مصرف جاجيم در شهرها و حتی در شهرستان های دور و نزديک نيز به فراموشی می رفت ولی روستاييان طبق عادت قديمی مناسب ترين روانداز کرسی زمستانی را رها نساخته اند و بانوان کهنسال در روستاها همچنان جاجيم خودشان را در زمستان و تابستان در فضای باز اطراف خانه و ميدان ده و يا هر مکانی که امکان داشته باشد دراز می کنند و سه پايه مخصوص آن را بر پا می دارند و جاجيم می بافند. بافت جاجيم در اکثر قريب به اتفاق دهات و مناطق روستايی ايران مرسوم است تنها تفاوت و امتياز جاجيم بعضی از مناطق نسبت به ساير جاها ترکيب رنگ و ظرافت نخ و نقوشی است که روی آن ايجاد می کنند.
می توان گفت جاجيم بافی در عين ظرافت و زيبايی و دقتی که می بايست صرف بافتن آن گردد سنتی ترين روش بافندگی را مجسم می سازد و ابزار مورد نياز آن ساده ترين وسايل می باشد. مهم ترين عامل در امر بافت انرژی بازوان زن بافنده است. بافت جاجيم پس از تهيه نخ مورد نياز در رنگ های مختلف يا چله کشی شروع می شود واغلب تمام مراحل بافت مخصوصا چله کشی آن در فضای باز و شبيه به چله دوانی قالی های فارسی بافت، صورت می گيرد. به اين ترتيب در محوطه های به طول تقريبی ده تا بيست متر به وسيله تعداد چهار ميخ چوبی روی زمين ايجاد می شود و گلولههای رنگی نخ توسط شخص چله کشی به دور اين ميخ های چوبی گردانده می شود. با گردش مداوم شخص چله کشی به دور اين چهار ضلعی و تغيير دادن گلولههای رنگی نخ پشمی، طراحی(رنگ نقوش) جاجيم نيز شکل می گيرد. پس از پايان چله کشی چله را روی زمين دراز می کنند به اين نحو که با دو عدد ميخ چوبی يافلزی بزرگ عرض چله را در يک طرف محکم نموده و انتهای چله را که به صورت يک گلوله بزرگ پيچيده شده در انتها محکم می نمايند و ضمنا با گذاشتن يک سه پايه چوبی نسبتا بزرگ جوکی را که بر روی چله سوار است از بالای سه پايه آويزان می کنند به اين ترتيب چله بر روی زمين آماده بافت بوده و جاجيم بافی آغاز می گردد. از آن جا که در داخل منازل روستايی فضايی به طول پانزده متر کمتر پيدا می شود اغلب جاجيم را در معابر(کوچه و ميدان ده) مستقر می کنند و اين عمل را اصطلاحا (دراز کردن جاجيم) می گويند و هر وقت که مشغول کار نيستند چله و سه پايه را جمع کرده وموقع کار مجددا و به سادگی آن را دراز می کنند.
در شهرستان خلخال جاجيم بافی روستاها و آبادی های بخش خورش رستم به علت تعداد بافندگان و مرغوبيت و ظرافت نوع جاجيم شهرت بيش تری دارد. به همين سبب دفاتر يا مراکز اجرای پروژههای جاجيم بافی در اين بخش در روستاهای گيوی زاويه، نيمهيل، نساز، برندق، جعفرآباد، سجهرود و چنارليق قرار دارند و هر کدام از اين دفاتر تعداد زيادی از جاجيم بافان آبادی های اطراف را از طريق توزيع مواد اوليه و جمع آوری جاجيم های بافته شده تحت پوشش قرار دادهاند. به اين ترتيب که جاجيم بافان مواد اوليه مرغوب و ارزان قيمت را به طور امانی تحويل گرفته و جاجيم بافته شده را به دفتر پروژه تحويل می دهند ميزان دستمزد پرداختی پس از ارزيابی محصول با توجه به مرغوبيت بافت و ترکيب رنگ تعيين و پرداخت می شود.
سيمان، كروميت، خاك سرخ از مهم ترين معادن شهرستان خلخال به شمار مي روند كه در قسمت هاي مختلف اين شهرستان پراكنده شده اند.
کشاورزی و دام داری
به طوركلی خلخال از مناطق كشاورزی، باغ داری و دام پروری استان اردبيل است و محصولات عمده اش گندم، جو و حبوبات، برنج، گردو، سيب، گلابی، انگور و پنبه است. خلخال به لحاظ داشتن مراتع نسبتا خوب از دامداری پيشرفته ای برخوردار است و انواع فرآورده های شيری از قبيل: خامه، ماست، كره و پنير و… هم چنين پشم، پوست و عسل از عمده ترين توليدات دامی اين منطقه به شمار مي آيند.
مشخصات جغرافيايي
شهر خلخال در 48 درجه و 31 دقيقه طول جغرافيايی و 37 درجه و 37 دقيقه عرض جغرافيايی و ارتفاع 31 متر از سطح دريا واقع شده است. خلخال در جنوب شرقی استان اردبيل واقع شده است و رودهای هروآباد و آپارچای در آن جريان دارند. خلخال منطقه ای كوهستانی با آب و هوای معتدل و نسبتا سرد می باشد. كوهستان جنگلی و بلند طالش در خاور خلخال از شمال به جنوب در حكم سدی ميان دريای خزر و استان گيلان و آذربايجان شرقی است كه باران خزری در دامنه شرقی آن ريزش كرده و جنگل های طالش را بوجود آورده است. مسيرهاي دسترسي و ارتباطي اين شهرستان با ديگر مناطق عبارت اند از:
- شهر خلخال در مسير راه اردبيل – اسالم، در 110 كيلومتری شهر اردبيل و 67 كيلومتری اسالم واقع است.
- راهی فرعی به سوی مغرب تا ميانه به طول 130 كيلومتر.
- راهی به سوی جنوب به طول 35 كيلومتر تا هشتجين .
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
برخی از نويسندگان نام خلخال را با نام شهر قديم خلخال واقع در ناحيه اوتی در ماورای قفقاز كه در منابع ارمنی ميان قرن دوم و پنجم ميلادی به عنوان اقامتگاه زمستانی شاهان ارمنستان و سپس آلبانی ( آران ) آمده است مرتبط می دانند، ناحيه اوتی بر ساحل راست رود كورا در حدود گنجه و شمكور كنونی واقع بوده است. مركز ناحيه ای كه بعدها به نام خلخال معروف شد در سابق فيروز آباد بود و چون ويران شد خلخال به جای آن بر پا شد.
خلخال از شهرهای قديمی و تاريخی آذربايجان است. در كتاب های جغرافيايی و تاريخی سده های دوم و سوم هجری، مورخان و جغرافی دانان از جمله در كتاب« حدود العالم من المشرق الی مغرب » درباره خلخال چنين نوشته اند:« خلخال از شهرهای كوچک و از توابع آذربايجان بوده، محصول عمده آن گندم و جو بوده است و پلاس و گليم و لباس پشمی و كركی در آن بافند….» در معجم البلدان كه اواخر سده ششم هجری نوشته شده آمده است:« خلخال شهری است در مشرق آذربايجان و نزديک گيلان و مزارع و آبادی آن بيش تر در وسط كوه های بلند قرار دارد از آن جا تا شهر قزوين هفت روز و تا اردبيل دو روز راه است و در اين ولايت قلاعی بلند قرار دارد كه مردمان آن هنگام حمله مغول به آنجا عزيمت نموده اند» در«نزهه القلوب» كه حمدلله مستوفی در اوايل سده هشتم هجری نوشته، درباره اين شهر چنين آمده است:« خلخال شهر وسط بوده و اكنون ديهی است كما بيش صد موضع و به چهار ناحيه تقسيم می شود: خانندبيل، سنجبد، انجيل آباد و هشتچين … ».
------------------------------------------------------------
شهرستان بیله سوار
بیلهسوار شهری است واقع در بخش مرکزی شهرستان بیلهسوار در استان اردبیل ایران.[۱]
از آثار بجا مانده از قدما چنین بر میآید که نام قدیمی بیله سوار، آران بوده است.[1] بیله سوار از امرای آل بویه، این شهر کهن را پایه ریخت. بیله سوار را پیل سوار هم نامیدهاند که گویا نادرشاه افشار هنگام تاجگذاری در سال 1148 هجری قمری در اصلاندوز مدتی با فیلهایش در این منطقه اتراق کرده است.[۳] این سرزمین از نظر تاریخی شاهد رویدادهای زیادی بوده است. از جمله این رویدادهای تاریخی میتوان به تهاجم قوم اوغوز، حمله روسها در زمان میرزای قاجار و اشغال آذربایجان توسط قشون روس در جنگ جهانی اول و دوم را نام برد. بیله سوار در شمال غربی ایران و در قسمت شمالی استان اردبیل واقع شده است. وسعت شهر ۱۹۴۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن طبق برآورد سال ۱۳۷۰ تعداد پنجاه هزار نفر بوده است. ارتفاع متوسط آن از دریا حدود ۱۲۰ متر است . آب و هوای بیله سوار در تابستانها گرم و در سایر فصول به ویژه در زمستانها معتدل میباشد. به دلیل نزدیکی به دریای خزر و ارتفاع کم، این شهر منطقه نیمه مرطوب محسوب میشود و به همین علت منطقه بیله سوار دارای مراتع سرسبز و خرم قشلاقی است. بیله سوار در مرداد 1371 رسما به شهرستان تبدیل شد. بخش مرکزی آن بیله سوار و بخش قشلاق دشت به مرکزیت جعفرآباد است. در سرشماری آبان 1375 جمعیت این شهرستان 59584 نفر اعلام شد. از آثار تاریخی بدست آمده چنین بر میآید که بیله سوار به دلیل مساعدت آب و هوایی، در اعصار قدیم محل زندگی انسانهای اولیه بوده است. حملات روسها و جنگهای ایران و روسیه در زمان فتحعلیشاه، اشغال آذربایجان توسط روسها در جنگ جهانی اول و دوم و حوادثات قتل و عام دموکراتها (که اکنون مزار دو تن از آنها در خانبابا کندی میباشد) از اتفاقات مهم تاریخی در بیله سوار بوده است. تپههای باستانی مربوط به دوران قبل ازاسلام، قیز قلعه سی مربوط به دوران صفویه ، کاروانسرای مخروبه در منطقه خروسلو ازدوران صفویه، مزار سربازان گمنام در جریات کشتار سوم شهریور 1320 توسط روسها در جنگ جهانی دوم از آثار تاریخی این شهرستان بشمار میروند. بیله سوار با داشتن پایانه مرزی و گمرک میرود تا آیندهای درخشان را رقم بزند.
نام قديمی بيله سوار، «آران» به معنی دشت آفتابگير بوده است كه بعد ها آن را بيله سوار ناميده اند. بيله سوار در گوشه شمال شرقی آذربايجان و در جنوب رود ارس با فاصله ای حدود 50 كيلومتر از سمت خاور با دريای مازندران قرار دارد. مهم ترين صنايع دستی شهرستان بيله سوار گليم و جاجيم بافی است كه گليم جزو صادرات شهرستان محسوب می شود. بيله سوار مركز مهم بازرگانی بوده دارای گمرک فعالی است و به علت موقعيت گمركی و از نظر مبادلات بازرگانی ميان ايران و روسيه گسترش يافته است.
مکان های دیدنی و تاریخی
سواحل رودخانه قره سو که از جنوب به شمال شهرستان بيله سوار جريان يافته، از جمله گردشگاه هاي مهم مردم به شمار مي آيند.
صنايع و معادن
صنايع دستي مهم ترين صنعت بيله سوار را تشكيل مي دهند. بيله سوار مركز مهم بازرگانی بوده دارای گمرک فعالی است. بيله سوار به علت موقعيت گمركی و از نظر مبادلات بازرگانی ميان ايران و روسيه گسترش يافته است.
کشاورزی و دام داری
شغل اصلی ساكنان بيله سوار كشاورزی و بازرگانی می باشد. خاک حاصل خيز و آب و هوای مساعد برای كشاورزی و دام پروری و وجود نيروی انسانی فعال سبب رونق كشاورزی و دام پروری در منطقه شده است. آب كشاورزی از رودها تامين می شود و گندم و جو، كنجد، پنبه، بنشن، گياهان علوفه ای، چغندر قند و سيب از عمده ترين محصولات كشاورزی بيله سوار هستند. دام پروری نيز در اين شهرستان رونق دارد و انواع فرآورده های دامی جزو فرآورده های صادراتی شهرستان محسوب می شود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام قديمی بيله سوار، آران به معنی دشت آفتابگيربوده است كه بعد ها آن را بيله سوار ناميده اند. حمدالله مستوفی در « نزهه القلوب » درباره بيله سوار می نويسد:« از اقليم پنج است. اميری پيله سوار نام يعنی سردار بزرگ از امرای آل بويه ساخت و اكنون به قدر ديهی مانده است. آبش از رود باجروان است و حاصلش غله باشد ». بيله سوار بين دو رود « بالها رود » و « آب بيگلر » گسترده است. اين بخش با نام پيله سوار هم شناخته می شود. برخی ها معتقدند نادرشاه افشار هنگامی كه برای تاجگذاری به « اصلاندوز » می رفت ( سال 1148 هـ . ق ) ارتشی مجهز به انبوه فيل ها او را همراهی می كردند و برای مدتی در اين منطقه ماندند.
اين سرزمين در تاريخ دير پای خود حوادث بسياری را از سر گذرانده است كه می توان از هجوم و حمله قوم «اوغور» و تغيير زبان و دين مردم، تشكيل قشون قزلباش از عشاير شاهسون توسط شاهان صفوی، حملات روس ها در زمان عباس ميرزای قاجار و هجوم و اشغال آذربايجان توسط سربازان روسيه در جنگ اول و دوم جهانی، نام برد.
مشخصات جغرافيايي
بيله سوار در گوشه شمال شرقی آذربايجان و در جنوب رود ارس با فاصله ای حدود 50 كيلومتر از سمت مشرق با دريای خزر قرار دارد. بيله سوار از قسمت مشرق و شمال شرق و جنوب شرق با خاک جمهوری آذربايجان مرز مشترک دارد و بلندی متوسط آن 90 متر از سطح درياست. رود بلغارچان از كنارش می گذرد.شهر بيله سوار مرکز اين شهرستان در 48 درجه و 22 دقيقه طول جغرافيايی و 39 درجه و 23 دقيقه عرض جغرافيايی قرار گرفته است. آب و هوای آن معتدل و مرطوب است. شهر بيله سوار در مسير راه اصلی گرمی - پارس آباد قرار دارد. از اين طريق 58 كيلومتر به سوی شمال غربی با پارس آباد و 56 كيلومتر به سوی جنوب غربی با گرمی فاصله دارد.
------------------------------------------------------------
شهرستان آبی بیگلو
آبی بیگلو یکی از شهرستانهای اردبیل است که تقریباً هشت سال قبل از از دهستان تبدیل به شهر شده است.
این شهر در نزدیکی جنگل فندق لو قرار گرفته ودر روزهای تعطیل خانوادههای زیادی از شهرهای اطراف برای گذراندن روز تعطیل خود به انجا میروند.
آبیبیگلو شهری است در بخش ویلکیج شهرستان نمین استان اردبیل ایران.
-------------------------------------------------------------------------
شهرستان پارس آباد مغان
شهرستان پارس آباد يكي از شهرستان هاي استان اردبيل است. مردم پارس آباد مسلمان و شيعه مذهب بوده و به زبان آذري گفت و گو می كنند. اين شهرستان در سرشماری سال 1375 تعداد 138887 نفر جمعيت داشته است. شغل اصلی ساكنين را زراعت و كشاورزی تشكيل میدهد و فرش بافی مهم ترين صنايع دستی منطقه است.عمده محصولات كشاورزی پارس آباد صادرمی شود. مهم ترين صادرات اين منطقه را گندم، جو، بنشن، دانه های روغنی، تره بار( بويژه خيار و هندوانه) انگور، پسته، قند، كمپوت تشكيل مي دهد.
عشاير و روستاييان منطقه مغان در استان اردبيل ورنیهای نفيسی توليد می كنند که نقش و نگارهای زيبای روی بدنه آن ها بيش تراز طبيعت منطقه و شيوه زندگی عشيرهای آن ها الهام گرفته است. با اين که در گذشته ساخت ورنی در اين منطقه رواج زيادی داشته است، اما متاسفانه گرانی اين محصول رفته رفته از شمارمشتريان داخلی آن کاسته است. هم اكنون ورنی بافان مغان براساس نياز بازارهای داخلی يا خارجی به توليد آن می پردازند، به همين خاطر از توليد اين محصول تا حد زيادی کاسته شده است.
تپه نادر که از تپه های باستانی و تاريخی شهرستان پارس آباد و محل تاج گذاری نادرشاه افشار است به همراه قلعه های قديمی متعلق به دوره اشکانيان و پل های تاريخی و قديمی و گورستان های مربوط به هزاره های پيش از اسلام از مهم ترين بناهای تاريخی شهرستان پارس آباد هستند. رودخانه ارس - که مهم ترين و پرآب ترين رودخانه شمالی ايران درمنطقه آذربايجان است - از مهم ترين جاذبه های طبييعی منطقه به شمار می آيد.
مکان های دیدنی و تاریخی
تپه نادر که از تپه های باستانی و تاريخی شهرستان پارس آباد و محل تاج گذاری نادرشاه افشاراست به همراه قلعه های قديمی متعلق به دوره اشکانيان و پل های تاريخی و قديمی و گورستان های مربوط به هزاره های پيش از اسلام از مهم ترين بناهای تاريخی شهرستان پارس آباد هستند. رودخانه ارس - که مهم ترين و پرآب ترين رودخانه شمالی ايران درمنطقه آذربايجان است - از مهم ترين جاذبه های طبييعی منطقه به شمار می آيد.
صنايع و معادن
صنايع دستي و ماشيني صنايع شهرستان ژارس آباد را تشكيل مي دهند. عشاير و روستاييان منطقه مغان در استان اردبيل ورنیهای نفيسی توليد می كنند کهنقش و نگارهای زيبای روی بدنه آن ها بيش تراز طبيعت منطقه و شيوه زندگی عشيرهای آن ها الهام گرفته است. با اين که در گذشته ساخت ورنی در اين منطقه رواج زيادی داشته است، اما متاسفانه گرانی اين محصول رفته رفته از شمار مشتريان داخلی آن کاسته است. هم اكنون ورنی بافان مغان براساس نياز بازارهای داخلی يا خارجی به توليد آن می پردازند، به همين خاطر از توليد اين محصول تا حد زيادی کاسته شده است.
کشاورزی و دام داری
كشاورزی در اين منطقه به دليل اقدامات انجام شده پيشرفته و صنعتی است و گندم و جو، ذرت، سويا، برنج، تره بار، بنشن، چغندر قند، سيب، گلابی، انار، پسته و انگور از مهم ترين محصولات منطقه هستند. دام داري در اين منطقه به صورت سنتي رايج بوده و بيش تر در مناطق اطراف شهرستان ديده مي شود.
مشخصات جغرافيايي
شهر پارس آباد مرکز شهرستان، در 47 درجه و 55 دقيقه طول جغرافيايی و 39 درجه و 39 دقيقه عرض جغرافيايی و در بلندی متوسط 40 متر از سطح دريا واقع شده است. اين شهر در منطقه ای جلگه ای و دشتی قرار دارد و رود ارس از كنار آن می گذرد. آب و هوای آن معتدل و نيمه مرطوب است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
- راه پارس آباد – گرمی به سوی جنوب به طول 114 كيلومتر .
- راه پارس آباد – صفرلو به سوی جنوب باختری به طول 95 كيلومتر اين راه تا مرز بازرگان.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
دشت مغان، بر اساس داده های كتاب جغرافيای قديم روزگاری آباد بود و رونق داشت. اما بعدها بر اثر حوادثی نامعلوم از ميان رفت. نمونه بارز روستاهای كهن و تاريخی دشت مغان، روستای پرجمعيت «اولتان» است كه دارای سابقه تاريخی مهم است. گفته می شود در قديم، اين روستا دارای آبادی هايی بود كه آن ها را به اسامی دوازده گانه ماه های سال می ناميده اند. در مورد نام « پارس آباد » گفته می شود كه شخصی به نام مهندس پارسا برای نخستين بار در اين قسمت از دشت مغان به كارهای كشاورزی و عمرانی پرداخت و پارس آباد برگرفته از نام او است. پس از تشكيل شركت كشت و صنعت و دام پروری مغان و احداث سد ارس در منطقه ميل مغان، پارس آباد رونق يافت و رو به توسعه و گسترش نهاد.
پارسآباد برآيند موقعيّت جغرافيايي و اقتصادي مغان است. حدود 50 سال پيش، آنگاه كه برنامهريزان كشاورزي ايران چشم گشودند و مغان را «ديدند»، پارسآباد جوانه زد و به سرعت رشد كرد.
اين رشد به قدري سريع بوده است كه امروزه پارسآباد شهري است با مختصّات خاصّ خود: شهر مهاجران، شهر اسكانيافتگان عشاير و ايلات، شهر توليد گندم و ذرّت و پنبه و قند، شهر كارخانهها و شهر كار.
از گذشتههاي دور نقطهاي كه شهر كار، در آن واقع است، چه ميدانيم؟ اطّلاعات اندك ما در بارهي آن بخش از تاريخ كرهي زمين، كه در ادوار زمينشناسي، از هم ميگسلد و گم ميشود؛ نشان ميدهد كه «مغان تا اوايل دوران سوّم زمينشناسي به صورت درياي كمعمق، در زير آب بوده است و چون ارتفاع كمتري نسبت به سطح آبهاي آزاد دارد (پارسآباد حدود 30 تا 40 متر) تا نيمهي دوّم دوران سوّم، شكل خليج داشته است. از اين دوران به بعد، بر اثر كاهش تدريجي آب، به صورت جلگهي وسيعي بين رود كر و ارس شكل گرفته و اكنون حدود سه ميليون سال است كه صورت خشكي دارد»(1)
ميدانيم كه بخش عمدهي اين سه ميليون سال در «نقطهي تاريك تاريخ»(2) واقع است و دانش ما در مورد رويدادهاي آن بسيار اندك، غير يقيني و تنها مبتني بر فسيلشناسي و شناخت عمر رسوبات است. پيشتر كه ميآييم اندك ـ اندك در مييابيم كه به قول زيست شناسان، «حدود يك ميليون سال از پيدايش آدمي بر روي زمين ميگذرد.»(3)
حقيقت آن است كه بخش روشن اين يك ميليون سال، به سختي بر10هزار سال بالغ ميشود. به اين معني كه كمتر ملّتي را ميتوان پيدا كرد كه تاريخ روشن 10 هزار ساله داشته باشد. چه ابتداي بخش روشن تاريخ، اختراع خط است و اختراع خط، حتّي با سخاوتمندي خاصّي كه در اندازه گيري عمرهاي تاريخي به عمل ميآيد، به سختي تا «هفت هزار سال» بالغ ميشود.(4)
روشن است كه از اين نظر وضع مغان ـ زادگاه و زيستگاه پارسآباد ـ پوشيدگي پيچيدگي و ايهام بيشتري دارد.
مورّخين و گزارشگران پارسآباد كه با احساس غروري تحسينبرانگيز، از كتاب درسي جغرافياي استان اردبيل، سال دوّم آموزش متوسّطه عمومي، نقل ميكنند كه «جلگهي مغان روزگاري آباد بوده و تمدّني داشته كه بعدها بر اثر حوادث نامعلومي از ميان رفته است»(5) و آبادي اولتان را بازماندهي 12 شهري ميدانند كه به اسامي 12 ماه سال، در كنار ارس بنا شده بوده است،(6) در صدد برنيامدهاند كه روشن كنند چرا بايد تمدّني در ساحل رودخانهاي پر آب و زميني با خاك زراعي مرغوب، آنچنان نابود شود كه ديگر تا قرنها كوچكترين ادامهاي نداشته باشد.
اينكه شهري يا شهرهايي بر اثر زلزله يا فرو رفتگي زمين از بين برود، عجيب نيست. شگفتآور و سؤال برانگيز آن است كه ساحل رودخانه ارس از نابودي آن شهرها! تا اواسط سدهي حاضر، لميزرع و غير مسكون باقي مانده و تنها مرتع زمستاني شبانكاران باشد، تا آنكه در سال 1328 هجري شمسي به نام قوچقشلاقي(7) نمود پيدا كند!
منظور انكار وجود احتمال تمدّني از دست رفته نيست. بلكه گفتني است كه در مورد اين شهرها و تمدّن آنها چيزي نميتوان گفت مگر آنكه عمليّات باستانشناسي كافي صورت پذيرد، اشياء و آلات بدست آمده مورد مطالعهي علمي قرار گيرد و آنگاه كه وجود چنين شهرهايي به اثبات رسد اين مسأله روشن شود كه آيا اين شهرها در استفاده از آب رودخانه، به نحوي ابتدايي، موقعيّت مردم امروز پارسآباد را داشتهاند يا نه؟ چه ميدانيم كه لازمهي اسكان و دهنشيني كه بعداً به شهرنشيني تبديل ميشود، بوستانكاري و كشاورزي است ـ مخصوصاً كشت آبي ـ چيزي كه فلسفهي وجودي پارسآباد بوده است.
بسيار گفتهاند(8) ايرانيان قديم در استفاده از آب به وسيلهي قنات «= كانال) استاد و پيشرو بودهاند. با اين حال اگر روزگاري؛ تمدّني در شانهي جنوبي رود ارس وجود داشته، بيشك از چنين امكاني ـ امكان فارياب كردن زمين زراعي به وسيلهي رود ارس ـ برخودار بوده است. قرايني در دست است كه انسان را وا ميدارد تا حدس بزند كانالهاي كمعمقي كه در جابهجاي اين پاره از دشت وجود دارد و به كانالهاي نادري معروفاند، احتمال سابقهي ديرينهتري دارند. اين تنها يك حدس است در كنار يك واقعيّت. و آن اينكه زمين اين پاره از دشت، براي ديمكاري مناسب نيست و خشكسالي مداوم آن را تهديد ميكند. نمونهاش را در هفت هشت سال گذشته ديديم. مگر آنكه فرض كنيم تغييرات آب و هوايي مهمّي بعد از فروريزي تمدّن باستاني بوجود آمده باشد.
اگر اين فرض را كنار بگذاريم درمييابيم كه تهديد خشكسالي و عدم بهرهبرداري صنعتي به منظور آبياري زمين زراعي دو متغيّر اجتنابناپذيري بوده است كه پارسآباد و حوالي آن را براي مردم غير قابل سكونت دايمي ساخته است كما اينكه به محض استفادهي كشاورزي از آب ارس اسكان شروع شد و پارسآباد شكل گرفت.
در حد فاصل بخش تاريك جلگهي مغان (قسمت پارسآباد) و بخش امروزي و روشن آن، يك فاصلهي زماني تقريباً هزار ساله قرار گرفته است. و مبداء اين حد فاصل مساعي جغرافيدانان مسلمان از قرن چهارم هجري به بعد است كه گاهي با پاي پياده حدود «بلاد» و «قراء» ـ شهرها و روستاها ـ را مساحي ميكردند. آنان از «مغان» كه به صورتهاي «موغان»، «مغكان»، «موقان» ثبت كردهاند، غفلت نكردهاند.
گي لسترنج كه متخصّص جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي است نوشتههاي جغرافيدانان نامبرده را در كتاب خود(9) خلاصه كرده، ميگويد: «موغان يا مغكان يا موقان نام دشت باتلاغي بزرگي است كه از دامنهي كوه سبلان تا كنارهي خاوري درياي خزر كشيده شده و در جنوب مصبّ رود ارس و شمال كوههاي تالش قرار دارد.… كرسي موغان در قرن چهارم، شهري بوده، به همان نام، كه اكنون تعيين محل دقيق آن دشوار است.
تعيين محل دقيق كرسي مغان كاري شايسته بوده و وجهه همت كساني است كه شناخت جغرافياي تاريخي مناطق و كشف اماكن باستاني را مشغلهي ذهني و علمي خود ساختهاند. كار باستانشناسان را به خودشان واگذاريم و اميدوار باشيم كه به زودي در مغان اقدام به حفاري خواهند كرد و جنبههاي گوناگون زندگي نياكان ما را روشن خواهند كرد. به واقعيّت بنگريم.
عمر پارسآباد تقريباًٌ به اندازه متوسط عمر ساكنان آن است. در سال 1330 پارسآباد به وسيلهي مهندس پارسا مدير عامل شركت شيار بنياد نهاده و به همين سبب پارسا آباد خوانده شده است(10) امّا بعدها به دليل اشكال در تلفّظ «دو الف بلافاصله» يكي از الفها حذف شد و شكل نوشتاري پارسآباد صورت امروزي خود را يافت «پارسآباد»
موقعيّت پارسآباد يعني طول جغرافيايي 38 و عرض شمالي 39 درجه، از فروريزي شهرهاي افسانهاي دوازدهگانه تا حضور شركت شيار (1330) محل قشلاقي دامداران بوده است و البته به دليل وابستگي زمين به آسمان يعني انتظار باران، استفادهي اقتصادي غير دامداري از عرصهي دشت مغان ممكن نميشده است و همين مسأله جايگاه مناسبي براي حيات وحش ايجاد ميكرده كه اشتهار آهوي مغان از همين زاويهي ديد قابل بحث است.
چنين است كه اين پاره از دشت، خالي از حضور صنعت و شهر، به عرضهي رقابتهاي دائمي شبانكاران با همديگر در قرنهاي گذشته و بعدها عرصهي جنگهاي ايران و روس و همچنين نا آراميها و ستيزهجوييهاي طايفهاي در عصر قاجار تبديل ميشود. ناآراميهايي كه به موجب آن شاه قاجار به خانلرخان اعتصامالملك مأموريّت داد تا به مغان بيايد و مأمور «سرشماري و قطع و فصل دعاوي شاهسون بشود.»(11)
شركت شيار و بعدها بنگاه عمران دشت مغان با در ديدرس نهادن گونهاي ديگر از زندگي ـ كشاورزي ـ و نيز با در اختيار نهادن زمين زراعي موجب جذب مهاجران(12) از شهرها و آباديهاي دور و نزديك و جلب و جمع ايلات و عشاير شد. و بعدها تشكيلات شركت كشت و صنعت و دامپروري مغان كه به نوعي برآيند همان بنگاه عمران مغان و شركت شيار بود (و همهي اينها محصول اقليم جذاب مغان بود) به اين جذب و جمع سرعت بخشيد و در اندك مدّتي كه به سختي بر نيمقرن بالغ مي شود وضعيتي پيش آمد كه پارسآباد امروز را داريم.
شكل گيري و رشد دامنگستر اين شهر محصول چرخهي موجواره و به همپيوستهي كار و زمين و سرمايه همراه با نيروهاي متخصص و ابزارهاي پيبشرفتهي كشاورزي و صنعتي است(13) پارسآباد از نمونههاي برجستهي يك شهر نوبنياد است كه از پيش طرّاحي شده نيست. از 20 ساله تا 70 ساله نميتوان كسي را سراغ گرفت كه شاهد نطفه بستن، بدنيا آمدن و كامل شدن محلّهاي نبوده باشد.
به طور كلّي شايد بشود گفت كه پارسآباد جزء نادر شهرهايي است كه ساكنان آن شاهدان توسعهاش هستند.
پارسآباد شهر بزرگي است. نه از اين نظر كه اماكن باستاني و آسمانخراشهايش چشم هر بينندهاي را به خود خيره كند و نه حتّي عليرغم انبوه جمعيّت دانشگاهي، چنان دانشگاهي داشته باشد كه بشود به آن افتخار كرد. خيلي از شاخصهايي كه درجهي بزرگي و رفاه شهر را معيّن ميكنند در پارسآباد وجود ندارد. اين شهر كه شهر مرفّهي نيست با وجود آنكه در اوّل راه است، امّا شهر بزرگي است از اين رو كه تفكّر روستائي و قبيلهپرستي ايلاتي را به سرعت پشت سر نهاده و به تفكّر و تعقّل شهري رسيده است و اگر با يك دست در حال صدور كالاهايي مانند گندم و پنبه و شكر و موادّ لبني به تمام نقاط ايران است با دست ديگر مينويسد و به صدور انديشه ميپردازد و از آنجائيكه ذهن و عين شهر در ساختار آيندهي آن اثر قاطع دارند، توسعهي مضاعف شهر در آينده نياز به حدس و پيشگويي ندارد.
اگر بخواهيم پارسآباد را با يك شهر بزرگ بسنجيم درخواهيم يافت كه معمولاً نيروي كار از حاشيهي شهر به درون آن جذب ميشود. در اينجا اين روند درست برعكس است يعني نيروي كار از شهر به بيرون سرريز ميكند و شبانه به خانه بر ميگردد، به شهر. به شهري كه عيناً و ذهناً هر روز گسترش بيشتري مييابد و پنبهزارها و گندمزارها و… كارگران و همزمان با آنها متخصّصان هر روز به توفيق ديگري نايل ميآيند.
آنچه اين توفيق را به اين شهر نوجوان ارزاني كرده است، تعدد بسيار زياد قبايل ساكنان آن است به طوري كه كسي نميتواند خود را بومي بنامد و در عين حال هيچ كس غير بومي نيست. افراد را هدفها و آرمانها به يكديگر مرتبط ميسازد و نه ايلات و قبايل.
هواي شهر نه ماه معتدل است و سه ماه تقريباً سرد.
انديشهها، متساهلانه نفس ميكشند، رشد ميكنند و به تفكّر ميرسند. تفكّر به تمدّن شكل ميدهد و زبان وسيلهي تبادل تفكّر و انديشه است. شناخت يك منطقه از طريق شناخت ذهن و زبان آن مطمئنترين نوع شناخت است.
مردم پارسآباد همچون مردم ساير نقاط آذربايجان به زبان تركي آذربايجاني تكلّم ميكنند. متأسّفانه الفباي خاصّي براي اين زبان وضع نشده است. اين زبان اصوات مخصوصي دارد كه نوشتن و خواندن آن را به خط عربي مشكل ميسازد، از اين رو كه اصوات اختصاصي زبان تركي آذربايجاني در اين خط ميشكند. اين زبان در مقايسه با زبان فارسي نوعي مصدر مركّب دارد كه امكان بالقوّهاي براي آن پديد ميآورد.(14)
هنر: موسيقي و صنايع دستبافت
كمتر خانهاي ميتوان پيدا كرد كه در آن چيزي از دستبافتهاي سنّتي مانند گليم و جاجيم ديده نشود. در بررسي تاريخ هنر منطقه، رسوب زندگي درازمدّت شبانكارهاي، كمبودها و امكانات خاصّ آن را نبايد از ياد برد كه طبعاً بر هنر مردم اثر ماندگار نهاده است. به طوري كه رفتن و گم شدن در آن سوي كوهها، در صنايع دستبافت، خود را به صورت بز_روها و بزرگراههاي بيبازگشتي كه تنها نخي آنها را از همديگر جدا ميسازد(15)(كساني كه به موازات هم يا در جهت خلاف هم ميروند) و در نهايت راضي شدن به نوعي تقدير شبانكارهاي را به نمايش ميگذارد. مفاهيمي مثل حسرت و هجران و تعبيرات و سمبلهايي از آنگونه كه گفتيم از اين رو كه بيانگر حالات نفسانياند در اشعار و ترانهها و قصّهها به وفور به گوش ميخورد و خوانده ميشود. آنچه كه خالق ماهنيسي «ترانهي تودهاي» خوانده ميشود اغلب شعري از نوع باياتي است، كه از كوتاهترين اشكال بيان است امّا آنچنان بدوي و زيبا و اصيل و اثرگذار است كه نظيري برايش نتوان پيدا كرد. ترانهها مشحون از پياله و نمادهايي مانند آن است كه هفتههاست آن را به دست خودمان در طاقچه گذاشتهايم و از ديدن آن غافل ماندهايم. آيا اين پياله استعاره از واقعيّت وجود عزيزي نيست؟
پيالالار ايريفدهدير
هرهسي بير طرفدهدير
گؤرمهميشم بير هفتهدير
يار بيزه قوناق گلهجك
بيلميرم نه واخت گلهجك
زندگي شهرنشيني، گليمبافي و جاجيمبافي را به قلّاببافي و مليلهدوزي و منجوقدوزي و بافت ورني تبديل كرده است و ترانههاي آكنده از حسرت و ضربآهنگ سازهايي كه صلابت كوهها را به ياد ميآورد، به اجبار جهان پيرامون اندك اندك رنگ ميبازد و مجبور ميشود كه خود را با دادههاي صوتي و تصويري روزگار معاصر همقدم و همكلام سازد.
شهر و فضاي تنفس آن
شهر تقريباً فضاي سبز ندارد و از سالهاي پيش شهرداران مجموعاً در تخريب فضاي سبز فعّال بودهاند. امكانات بالقوه بسيار زياد است. اگر مسئولان زيبا و سالمسازي شهر، سر خود را به طرف ارس برگردانند خواهند ديد كه اين مادر/رود علاوه بر به بار و بر نشاندن مزارع و باغات، لطفهاي ديگري نيز دارد. از جمله آنكه ساحل ارس كه فاصلهاي با شهر ندارد گردشگاه طبيعي دلپسندي است كه اندكي دلسوزي، اندكي تفكّر اقتصادي و اجتماعي ميطلبد. خاصه كه ارس ساحلبندي شدهاست و طغيان رودخانه وايجاد خسارت تقريباً منتفي است و نام ارس كه در ادبيات اين كشور ريشه دوانيده است به خودي خود جاذبهي توريستي ايجاد خواهد كرد.
فعاليّتهاي ذهني
شهر اكنون درصدد بر آمده است كه خود را بشناسد. امروز محصول ديروز است و شناخت امروز با توجّه به گذشته به دست ميآيد. توجّه به گذشته در واقع جستجوي ريشههاست. تا بدانيم از كجا و چگونه آمدهايم؟ و به كجا و چگونه خواهيم رفت؟ از اين لحاظ است كه چهار كتاب نسبتاً مفصّلي كه صبغهي تاريخي/ مونوگرافيك دارند بطور همزمان چاپ و منتشر شده است.
اشكالاتي كه هر كدام از اين كتابها ممكن است داشته باشند، مد نظر نيست. حقيقت آن است كه جز در يك مورد همهي آنها اوّلين تجربهي نويسندگان بوده و هر يك از نقطه نظر خاصّي شايستهي توجّه است.
1ـ مغان در گسترهي تاريخ:
در اين كار نسبتاً بزرگ، آقاي عزيزالله قلمي مغان را از روزگاران قبل از تاريخ تا عصر مشروطه و تا امروز، زير ذرّهبين گذاشته و به علاقهمندان نشان ميدهد كه اين سرزمين چگونه در روزگاران گذشته عرصهي رقابت و ميدان كارزار اقوام و دولتها بوده است. به قراري كه در پايان جلد اوّل كتاب تأكيد شده است، در جلد دوّم به «بررسي اوضاع و تغييرات و تحوّلات در سالهاي اخير ميپردازد»: كه اميدواريم هر چه زودتر چاپ و منتشر شود.
مشخّصات كتابشناسي كار آقاي قلمي در فهرست منابع آمده است.
2ـ دشت مغان در گذر زمان:
دو سال بعد از چاپ كار آقاي قلمي، خانم اعظم عوضپور با علاقه و پشتكار خاصّي كتابي با مشخصاتي كه در فهرست منابع خواهد آمد، به چاپ رساند.
كتاب او مخصوصاً از دو نظر جالب توجّه است. اوّل آنكه با تكيه بر جداول هواشناسي در نهايت، تصوير نسبتاً علمي و قابل توجه از وضعيّت آب و هواي مغان به دست ميدهد و ثانياً با ارائهي آمار و ارقام مربوط آموزش و پرورش «دانش آموزان مقاطع مختلف تحصيلي» سيماي آموزشي شهر را به روشني نشان ميدهد. نظرگاه خانم عوضپور در مورد جغرافياي مغان تنگتر از نظرگاه لسترنج است. يعني او مغان را محدود به حدود بيلهسوار و پارسآباد و گرمي ميداند.
3ـ در فاصلهي زماني چاپ دو كتاب فوق ـ در سال 1377 ـ آقاي احد قاسمي مبادرت به چاپ كتاب «مغان نگين آذربايجان» كرد. اين كتاب كه از نقطهي نظر فنّي خوب و پيراسته چاپ و به وسيله ي مؤلّف منشر شده داراي دو جلد است.
جلد اوّل اين كتاب حاوي اطّلاعاتي در مورد جغرافياي طبيعي و تاريخي مغان و ويژگيهاي شهرها و آباديهاي مهمّ آن است.
نظرگاه آقاي قاسمي همان نظرگاه رايج و امروزي يعني محدودهي سه شهرستان پارسآباد، گرمي و بيلهسوار ميباشد. او در جلد دوّم كتابش به كند و كاو در حيات روزمرّهي كوچنشينان دشت مغان پرداخته است. همين پرداختن به زندگي عشاير كه گسترش شهرنشيني روزبهروز صحنهي زندگي شبانكارهاي را براي آنها تنگتر ميكند و دور نيست كه اين نوع زندگي در دشت مغان به كلّي متروك شود، حسن كار آقاي قاسمي است.
مقدّم بر اين سه كتاب ـ احتمالاً در سال 1364 ـ گام اوّل را در ارائه توصيفي از مغان، آقاي سهراب آديگؤزلي برداشت. كار او اگر چه جزء كتابهاي به اصطلاح جلد سفيد بوده و صفحهي حقوق نيز ندارد، با اين به طور غريزي از اصول منوگرافي دور نيست. در اين كتاب آقاي آديگؤزلي با رعايت اقتصاد كلام زير عنوان اوضاع اجتماعي و فرهنگي دشت مغان با تيترهاي…، مراسمها(عين نگارش آديگوزلي حفظ شده است)، ادبيّات كهن و جديد، خرافات واعتقادات، هنرها و سرگرميهاي دشت مغان سخن ميگويد. اين كتاب 122 صفحه دارد.
در ارائه فهرست و بررسي كتابهايي از اين دست، كتاب «مغان در گذر تاريخ» نوشتهي آقاي احد ناصري بيلهسوار را نبايد فراموش كرد. نظرگاه آقاي ناصري در مورد حدود مغان بيشتر معطوف به شهرستان بيلهسوار است اين كتاب حاوي يك سري اسناد تاريخي در مورد خطوط مرزي ايران و روس است كه خودي خود بسيار گرانبهاست.
شعر و ادبيّات
پرداختن به شعر به عنوان يكي از عاليترين محصولات تفكّر بشري كه در مشرق زمين حامل بار اخلاق و حكمت و فلسفه نيز بوده است، از همان آغاز پيدايش شهر مشهود است. از نخستين مجموعه شعرهاي چاپ شده، بايد به مجموعهي «آي ساوالان» كار آقاي بختيار عليمرادي(موغان اوغلو) اشاره كرد. بعد از چاپ «حيدر بابا»ي شهريار كه جلد اوّل آن از نمونههاي برجستهي شعر سهل ممتنع تركي بود خيليها به فكر نظيرهسازي بر آن افتادند كه كار آقاي عليمرادي در همان حوزه قابل بررسي است. اين مجموعه عليرغم تمام مشكلاتي كه از نظر تكنيكي دارد، به عنوان نخستين قدم در چاپ مجموعه شعر از پارسآباد به يادماندني است.
چند سال بعد در سال 1370 آقاي فرامرز دهقان مبادرت به چاپ مجموعه شعر «جلوه عشق» كرد. جلوه عشق حاوي مجموعهاي از اشعار دو زبانهي تركي و فارسي است كه در قالبهاي متفاوت به نظم در آمده است. درونمايهي اغلب سرودههاي آقاي دهقان، عرفاني است و البتّه گاهي اشاراتي نيز به ذات شبانكاري شاعر دارد.
به دنبال «جلوه عشق» در سال 1376 شادروان جعفر قرهپور كه نخست «مغانلي سرمد» وبعد «تورال» تخلّص ميكرد. مجموعه شعر تركي «سئويمليدير اؤز وطنيم» (= وطنم دوست داشتني است) را چاپ و منتشر كرد.
پروفسور غلامحسين بيگدلي كه بر اين مجموعهي 213 صفحهاي مقدّمهاي نسبتاً مفصّل به زبان تركي نوشته است موضوعات اين كتاب را در شش بند چنين خلاصه كرده است:
1ـ موضوعات ديني و عقيدتي = اينام و عقيده موضوعسو
2 ـ قطعههايي دربارهي وطن و وطنپرستي = وطن و وطنپرورليك ميتولري
3 ـ مسائل خداپرستي و خلقخواهي = خلق و خاليق سئورليك مسألهسي
4 ـ شعر و غزل، صنايع ادبي و هنري = شعر و غزل، ادبيّات و هنر اينجيلري
5 ـ احوالات و تأثّرات شخصي = شخصي و خصوصي تأثّرات و احوالاتلاري
6 ـ امثال و حكم = آتالار سؤزلري و مثللري
بنابه اطّلاع نگارنده مرحوم قرهپور چهار مجموعه آمادهي چاپ ديگر نيز داشت كه متأسّفانه قبل از آنكه آنها را به چاپ برساند، رحلت كرد. روانش شاد.
در همان سالها كه دهقان و مرحوم قرهپور در چاپ و نشر آثار خود به تشريك مساعي و رقابت پرداخته بودند آقاي مالك رهنما بهزاد موفّق شد اوّلين مجموعهي شعر خود را با عنوان «كوسن سازيم» (= ساز قهر كردهي من) به چاپ برساند. درونمايهي اشعار آقاي رهنما چيزي است مثل درون مايهي اشعار شادروان قرهپور. امّا رهنما زبان خاصّي دارد. شعر او بيشتر با ضربآهنگ تند سازهاي نوازندگان قرهداغ سازگار است. دست او در ساخت منظومههاي انتقادي تواناست.
فعاليّت ذهني تنها در حوزهي شعر نيست. در زمينهي نظريّهي ادبيّات و تعريف و شناخت انواع ادبي در سال 1377 آقاي بابالله آذري اجيرلو، كتاب «اؤزوموز و سؤزوموز» (= خودمان و سخنمان) را از خطّ كريل به خطّ عربي/ فارسي انتقال داد. كتاب را دو نفر از سرشناسان ادبيات جمهوري آذربايجان به نامهاي «ائلچين افندياف» و «ولايت قلياف» نوشتهاند. اين كتاب در واقع نوعي دايرهالمعارف انواع شفاهي و مكتوب ادبيّات آذري است.
علاوه بر كتابهايي كه ذكر آنها رفت بخش معنوي تمدّن پارسآباد به سرعت در حال شكوفا شدن است. اگر روزگاري شاعران در چاپ اشعار خود عجله ميكردند، امروز با رسيدن به نوعي آرامش دروني و خردورزي هنرمندانه در انديشهي اعتلاي كار خود هستند.
نسل اوّل شعرا، بيش از انكه دغدغهي هنري داشته باشند براي آنها خيلي مهمّ بود كه شعر به چه زباني نوشته شده است. امّا براي نسل دوّم ذات شعر مهمّ جلوه ميكند.
شعر و به طور كلّي هنر، در ذات خود دريچهاي است كه ما را به وجود ساده و بدوي خود برميگرداند.(16)
درك انفعالات وجودي بدوي و ساده، واقعاً خيلي سادهياب و آسانفهم است. امّا رسيدن به مرحلهي بيان آن، آنگاه كه از موجود بچّهگي خود فاصله گرفتيم، متأسّفانه خيلي سخت بهدست ميآيد. از فايق آمدن بر اين «سختي» هنر زاده ميشود.
يك بار ديگر، امّا اين بار از وراي پديدههاي مكتوب فرهنگ معنوي پارسآباد بر آن بنگريم. حقيقت آن است كه تاريخ و آيندهي يك ملّت ريشه در ذهن آن ملّت دارد. اگر امروز فرزند ديروز است فردا برآيند امروز خواهد بود. فرداي روشن.
منابع:
(1) قلمي، عزيزالله، مغان در گسترهي تاريخ، جلد اوّل، از عهد باستان تا آغاز انقلاب اسلامي، تهران. 1376 فرشاد ص19
(2) تعبير از كارل ياسپرس است رجوع كنيد به كتاب آغاز و انجام تاريخ. چاپ و انتشارات خوارزمي
(3) دورانت، ويل، تاريخ تمدّن جلد اوّل: مشرق زمين گاهوارهي تمدّن، ترجمهي احمد آرام و ديگران. ويرايش 2، چاپ دو، ص111، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1376
(4) همان ص128
(5) عوضپور، اعظم، دشت مغان در گذر زمان. تهران، انوار ص92 و نيز رجوع كنيد به قاسمي، احد، مغان نگين آذربايجان. تهران، ناشر: مؤلّف، ص160
(6)عوضپور، 92/ قاسمي 160
(7) عوضپور 192
(8) محمّدي، محمّد، دل ايرانشهر، ص126 و نيز رجوع به تاريخ اجتماعي ايران نوشتهي مرتضي راوندي، جلد يك، ص585 و همچنان قنات جلد سه ص177 و آبرساني شهري نوشتهي م. ت منزوي چاپ دانشگاه تهران 69، ص2
(9) لسترنج، گي، جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي، ترجمهي محمود عرفان ـ تهران، انتشارت علمي و فرهنگي 1367، ص188
(10) قلمي، همان، ص359 ـ عوض پور و قاسمي نيز همين را ميگويند
(11) اعتصام الملك، ميرزا خانلر خان، صفرنامهي ميرزه خانلر خان اعتصام الملك، تهران، منوچهر محمودي 1351، ص24
(12) قلمي، 358، عوضپور و قاسمي هم به اين مطلب اشاره كردهاند
(13) در اين مورد و نيز هنگامي كه پارسآباد با يك شهر بزرگ مورد مقايسه قرار ميگيرد از مشورت آقاي اسكانلو بهره بردهام. با تشكّر
(14) هيئت، جواد، آذربايجان ادبيّات تاريخينه بير باخيش (= نگاهي به تاريخ ادبيّات آذربايجان)، صص2و 14 اين كتاب در سال 1358 در تهران چاپ شده است
(15) سلماني، ترحيم، جستوجو در ارزشهاي تصويري آثار هنري زنان مغان، رسالهي پاياننامهي كارشناسي هنر
(16) يار شاطر، احسان، نقّاشي نوين ـ تهران: اميركبير، 1356 ص50
اردبیل در دانشنامه مجازی < ویکی پدیا>
استان اردبیل یکی از استانهای ایران است که در شمال غربی این کشور واقع شده است. مساحت این استان ۱۷۹۵۳ کیلومتر مربع (حدودا ۱٫۰۹ درصد از مساحت کل کشور) [۱] و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ برابر یک میلیون و ۱۸۳ هزار نفر [۲] میباشد. مرکز این استان شهر اردبیل است و بر طبق آخرین تقسیمات کشوری، شامل ۹ شهرستان، ۲۵ بخش، ۲۱ شهر و ۶۶ دهستان میشود. [۱] این استان در سال ۱۳۷۲ از استان آذربایجان شرقی جدا و به استانی مستقل تبدیل شد.[۳]
استان اردبیل یکی از مناطق گردشگری در ایران است. یکی از ویژگیهای این استان آب و هوای مطبوع و خنک این منطقه در فصول بهار و تابستان میباشد.
استان اردبیل از شمال به کشور جمهوری آذربایجان، از شرق به استان گیلان، از جنوب به استان زنجان و از غرب به استان آذربایجان شرقی محدود است.
زبان ساکنان استان اردبیل ترکی آذربایجانی و تالشی است.
فهرست مندرجات |